Menu
نویسنده مطلب : نیما ظهیریان

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


 دوستی دارم که  کارآفرین بزرگی است . دفترکارش مملو از تندیسها و جوایز و عکسهای یادگاری با روسای جمهور ادوار مختلف و وزرا و مسئولین رده بالای مختلف است . جالب اینجاست که هر دو ما همزمان دوران سربازی را گذرانده و من به یک سازمان دولتی رفتم و او به یک شرکت صنعتی رفت . او پس ازسه سال کار در آنجا بیرون آمد وبعد از دوسال تلاش بی وقفه و واقعا پر از ریسک و دلهره توانست کارخانه خود را افتتاح کند و بعد از آن امروز به پنجمین کارخانه خود رسیده و در چند واحد دیگر نیز سهامدار است . باید بگویم که واقعا از رانت بهره ای نبرده و همه این موفقیت اوحاصل همان راضی نشدن به وضعیت موجود و تلاش برای ارتقا و ادامه آن است .
این مقدمه را گفتم تا به پاسخم به تمرین برسم و آن این است که در همه این سالها من دورادور شاهد زندگی او بوده ام وبه این نکته رسیده ام که رسیدن به مقصود اتفاقی نیست و هرکسی مزد تلاش و توانایی خود در انتخاب ها ی خود را می بیند ولی یک جمله جالبی را این دوست عزیزم همواره به من می گوید که خلاصه داستان موفقیتش است و آن این جمله است که :
یادگرفتم که هرچقدر که بدست آوردم ، درست همان قدررا در جای دیگر از دست دادم 
به هنگام نوشت این سطور این بیت  از لسان الغیب به خاطرم آمد که

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت