Menu
نویسنده مطلب : مختار راد

مطلب مورد بحث:

اشتباهات رایج کارآفرینان در مسائل مالی


فراموشی!

دیشب که فیلم OBLIVION (به معنی فراموشی) رو برای بار دهم میدیدم! به این فکر فرو رفتم که برخی کارآفرینان جوان هم دچار یک جور فراموشی هستند تا حدی شبیه همونی که این فیلم علمی-تخیلی به تصویر میکشه. یعنی دارند در مسیر اجرایی به پیش می روند اما دوتا از ریشه های وجودی ایده بیزینسی رو به فراموشی سپرده اند و برای اونها سرمایه اختصاص ندادند: بازاریابی و فرایند ها.

و وقتی تیم ها در شرایطی گیر می افتند که با فورس بازگشت سرمایه ، هزینه های انجام شده ، جیب خالی و فراوانی مساله های حل نشده و کارهای انجام نشده، رو در رو هستند نمی دونن باید چه رفتاری نشون بدهند.

مثلا موسسان یک فروشگاه اینترنتی که ۶ ماه به ظواهر و گرافیک سایت مشغول بودند و حالا که میخوان فاز فروش رو اجرایی کنند متوجه میشن فرایند های مالی و حسابداری رو از قلم انداخته بودند. یا مثلا یک آموزشگاه زبان که علاوه بر دیزاین خاص و ملک گران قیمت، حتی کتاب خودش رو هم برای تدریس چاپ کرده، اما حالا که میخواد راه اندازی کنه و دانشجو جذب کنه ،میبینه دیگه بودجه ای برای بازاریابی و تبلیغات نداره.

مبادا اشتباه کنیم و فکر کنیم این اشتباه ها مخصوص آماتور هاست. افراد باسابقه بازار هم همین اشتباهات رو طور دیگه ای تجربه میکنند.

طی دو سه دهه گذشته، صرف حضور در بازار، شانس بازخورد خیلی بالایی داشت. به این معنی که کافی بود با هر وضعیتی (فارغ از استاندارد های کسب و کار) وارد بازار بشیم. بخاطر وضع نسبتا بهتر مردم ، نقدینگی بالا، عرضه کننده کم، وجود حباب مصرف در بسیاری از زمینه ها، و همینطور ازدیاد تقاضاها و ریخت و پاش های بخش دولتی، بالاخره چیزی عاید کسب و کار میشد که معمولا راضی کننده بود (در برخی زمینه ها که بیشتر از حد انتظار بود!). اینطور بود که در بسیاری از بازارها، بازاریابی معنی ای جز ارتباطات شخصی یا منتظر مشتری شدن ، اندکی تبلیغات بی هدف و یا ظاهر سازی نداشت و اصلا در بسیاری از زمینه ها نیازی به کوشش و سرمایه گذاری در بازاریابی (چه داخلی چه بیرونی) حس نمیشد.

بعد همون آدم های با تجربه ای که زمانی عایدی خوبی از بازار (بخصوص بازار مصرف کننده) گرفتند، امروز که کسب و کاری رو با همون تجربه و ذهنیت راه اندازی میکنند؛ سرمایه گذاری میکنند و نمایندگی میگیرند و انبارشون رو پر میکنند.اما به سرعت با چالش بازاریابی مواجه میشوند.چون در این دوره دیگر نمیشود انتظار بازخورد خود-به-خودی از بازار داشت. بعد مراجعه میکنند به مشاور و توقع دارند با چند تا ترفند و راه حل رایگان یا بسیار کم هزینه و غیر زمانبر، فروش و Turn Over ریالی ایجاد بشه.(خودم تا حالا حداقل ۱۰ کیس این مدلی داشتم)

در حالیکه بازاریابی معجزه نمیکنه. برای بازخورد از بازاریابی، زمان و سرمایه کافی لازم هست. البته اگر هم کسی معجزه بلد باشه رایگان انجامش نمیده!