Menu
نویسنده مطلب : احمد عباسی

مطلب مورد بحث:

دامهایی که باید هنگام یادگیری و آموزش شخصیت شناسی مراقب‌شان باشیم


فکر میکنم دو موضوع مطرح شده در درس ( جرات طبقه بندی و ترس از طبقه بندی) در راستای آزاد سازی قیود از مسئله و ریلکس کردن مسئله است تا بتوانیم به ابزاری مناسب برای شناخت مسائل دست پیدا کنیم.

البته گاها اتفاق می‌افتد که نمی‌توانیم حد مفید و مناسب را برای پیدا کردن این تعادل و بالانس موجود حفظ کنیم. گاهی بیش از اندازه مسئله را سخت می‌کنیم. طبقه بندی‌های پیچیده، تبدیل کردن انواع و اقسام صفات و شخصیت‌های انسانی و غیره ذلک سبب می‌شود تا بیشتر درگیر حواشی مسئله بشویم تا خود مسئله.

انسان‌ها آن قدر پیچیده و هوشمند هستند که نتوان با یک طبقه بندی به شناخت کامل از آنها رسید.این طبقه بندی‌های موجود کمک می‌کند تا بتوانیم روش حل مسئله را به حد مطلوب و مناسب بشناسیم و بتوانیم اصطکاک و درگیری کمتری را در ارتباط با انسان ها داشته باشیم.

از آن طرف گاها آنقدر مسائل را ساده سازی می‌کنیم که سبب می‌شود از مسئله چیزی نماند و از ظرف شخصیت انسان‌ها فقط یک ویژگی بماند و آن وقت است که فکر می‌کنیم همه انسان ها را می‌شناسیم و بدتر از آن ادعا کنیم که به طرفه العینی می‌توانیم انسان‌ها را بشناسیم و رفتار مناسب را در قبال رفتار خودمان اتخاذ کنیم.

تمام این طبقه بندی‌ها در شخصیت شناسی به نظرم در ابتدای امر برای مدیریت کردن رفتار، گفتار و حرکات خودمان و پس از آن اتخاذ حرکات و واکنش‌های مناسب برای ارتباط با افراد دیگر است تا بتوانیم مسیر گفتمان را ادامه بدهیم.