Menu
نویسنده مطلب : گروه متمم

مطلب مورد بحث:

هانس آیزنک | سه صفت شخصیتی اصلی برای شناخت انسان‌ها


قطعاً به این نکته توجه دارید که مطابق نکات مطرح شده در درس مدل ذهنی، مدلسازی های علمی شبیه آثار هنری (یا سایر دستاوردهای سلیقه‌ای) نیستند که بتوانیم صرفاً بر اساس خوشایند خودمان، آن‌ها را ترجیح داده، تأیید یا رد کنیم.

منابع علمی و آکادمیک، به ندرت حاضر می‌شوند حتی از انیاگرام نام ببرند (چه برسد به این‌که از‌ آن دفاع کرده یا حتی بحثی را به رد کردن آن اختصاص دهند).

انیاگرام به خاطر جذابیت ظاهری آن و بدون تکیه بر مطالعات روانسنجی یا روش‌های علمی دیگر، مورد توجه قرار گرفته و در میان دانشگاهیان، طرفداری ندارد (مگر این‌که شما مطالعات و تحقیقاتی را در ژورنال‌های معتبر Peer Reviewed سراغ داشته باشید که در مقیاس گسترده، اعتبار این مدل را تأیید کرده باشند که در این صورت، ممنون می‌شویم در پاسخ به همین توضیح متمم، رفرنس‌ها و ژورنال‌های بین‌المللی مورد استناد خود را ارائه کنید).

بنابراین حتی اگر “به نظر شما”، ۳ تا کم است، نمی‌شود نتیجه گرفت که ۹ تا کافی است. چنان‌که می‌دانید حدود نیم قرن بر سر تعداد فاکتورهای موثر و مناسب (آن هم بر اساس Factor Analysis) کار شده و الان اختلاف نظر‌ها میان مدل‌های ۳ مولفه‌ای، ۵ مولفه‌ای و ۱۶ مولفه‌ای است.

ضمن این‌که شاخه‌های دیگر شخصیت شناسی از مدل‌های کاملاً متفاوتی استفاده می‌کنند که آن‌ها هم، بر اساس متد علمی تعریف و تبیین شده‌اند و ممکن است اساساً استفاده از صفات شخصیتی، در برخی از کاربردها، بهترین روش توصیف شخصیت نباشد.

اما در هر حال، مهم است که در این نوع مباحث، از اعمال سلیقه فاصله گرفته و بر روش‌های قابل استناد علمی و آماری تکیه کنیم. چون هر یک از این نظریه‌پردازان، حداقل یک دهه (و بعضاً چند دهه) مطالعه و تحقیق کرده‌اند و نتیجه‌ی مطالعات‌شان را گزارش داده‌اند و معیار هیچ‌کدام «ترجیح شخصی» نبوده است.
دقیقاً از همین نقطه است که مسیر علم، از شعر، ادبیات، نقاشی و سایر شاخه‌های هنر جدا می‌شود.