Menu
نویسنده مطلب : یاور مشیرفر

مطلب مورد بحث:

کتاب شهریار ماکیاولی از نگاهی دیگر


انسان هزاران سال است که برای تحقق جامعه مدنی و آرزویش برای دستیابی به برابری افسانه ها ساخته است. از خوبی درونی و فطرت مثال زده است و انسان را ذاتا موجودی فهیم، مهربان و نوع دوست معرفی کرده است. اساسا چنین دیدگاهی که شاید ریشه در فلسفه یونانی دارد، قرن های متمادی پایه اخلاق بشری و توصیه های اخلاقی اش بوده است. در واقع چنین دیدگاهی بیشتر انسان را نه آن طوری که هست که آنطوری که “آرزو دارد باشد” نشان میدهد. 
ماکیاولی تقریبا نخستین کسی است که (البته بدون در نظر گرفتن سینوهه مصری) با جسارت و جرئت نشان میدهد انسان ذاتا زیاده خواه، نفع طلب و دغلباز است و اساس سیاست و اقتصاد و پیشرفت در این جهان نه بر پایه دوستی و راستگویی که بر مبنای زیاده خواهی و نفع طلبی بنا شده است و کشورهای موفق اقتصادی امروز، کشورهایی هستند که بهتر می دانند چگونه دروغ بگویند تا مشتری بیشتری داشته باشند. تبلیغات نوعا بیشتر بر مبنای کدهای ضد اخلاقی بنا می شود تا اخلاقیات آرمانی و اتوپیایی بشری. 
درصد بالای تصاویری که در مجله های مد می بینیم، دستکاری شده و غیر طبیعی اند تا تصویر آرمانی انسان زیبا را ارائه کنند، تصویری که هرگز و با سیستم زندگی عادی بیش از ۶ میلیارد نفر از اهالی این سیاره میسر نخواهد شد. 
برتراند راسل سخنرانی بسیار معروف و تاریخی دارد، در زمان گرفتن جایزه نوبل ادبیات. وی در این سخنرانی بر چهار عامل اصلی اشاره می کند که رفتار بشری را کاملا تحت کنترل دارند (البته در این زمینه نوشته های پراکنده ای دارم، اما خلاصه اش را همینجا می نویسم)
چهار خصوصیت عمده انسانی عبارتند از : Acquisitiveness یا خواستن شدید و در واقع “عطش به خواستن” ، Vanity یا خودبینی و غرور بشری، Competitiveness رقابت پذیری و رقابت خواهی بشر و در نهایت Love of Power عشق به قدرت.
راسل در ادامه توضیح می دهد، انسان بر خلاف سایر حیوانات که با رسیدن به مقصود به آرامش می رسند، با رسیدن به مقصود و خواسته اش، بیشتر و بیشتر میخواهد. درست است که چنین دیدگاهی اساس همه پیشرفت های بشری و اختراعات و اکشتافات بوده است، اما همزمان همه جنگ و نزاع های بشری را هم با خودش آورده است. این که بشر هیچ گاه “سیر” نمی شود و هر قله ای که فتح کند، افق جدیدی پیش رویش گشوده می شود.