Menu
نویسنده مطلب : حسینی

مطلب مورد بحث:

خطای درک نادرست دامنه ارزیابی و مقیاس مسئله


۱- برای نمونه می توان به تعداد نیازمندان و درصد فقرا در جامعه, کودکان کار, افزایش و کاهش های ناگهانی قیمتها, افزایش یا کاهش ناگهانی نرخ بورس, و … اشاره کرد. فکر می کنم علاوه بر خود دامنه مسأله تکرار آن هم اثر داشته باشد مثلاً در مورد همان مثال آب اگر برای اولین بار با مشکل کم آبی مواجه باشیم همین اعداد و ارقام تأثیری کاملا متفاوت بر ما خواهند داشت تا اینکه در منطقه ای با خشکسالی های دوره ای زندگی کنیم و تقریباً کاهش و افزایش بارندگی و کمبود آب جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی هر ساله ما باشد. من فکر می کنم در این حالت بجای اینکه به دامنه تصمیمگیری توجه کنیم نه تنها به یک نمونه از آن بلکه به مقدار احتمال وقوع آن هم توجه می کنیم به طوری که اگر احتمال رخداد واقعه کم و رویدادی غیر معمول باشد, تلاش بیشتری برای چاره اندیشی برای حل آن به خرج می دهیم.
 
۲- به نظرم گاهی که این مسأله به کاهش درد و رنج منجر شود مفید است مثلا اگر قرار بود برای مرگ هر یک نفر میزان اندوه ما دقیقاً به اندازه یک واحد افزوده می شد تعداد قربانیان ناشی از اندوه در بین بازماندگان حوادث طبیعی مثل زلزله باید بیش از قربانیان خود آن حادثه می بود.
اما گاهی می تواند خطرناک باشد خصوصاً اگر به دلایل مختلف مثل تکرار میزان خطای ما افزایش یابد و یا دچار نوعی بی حسی نسبت به گستردگی مشکلات شویم و عکس العمل درستی نسبت به مسائل بروز ندهیم برای مثال در طی جنگهای سالهای اخیر تعداد گشته های حملات تروریستی یا قربانیان جنگ آنقدر زیاد شده که مردم این مناطق به شکلی کاملاً عادی با اخبار مرگهای چند صد نفری و حتی هزار نفری برخورد می کنند در صورتی که شنیدن خبر حتی یک قربانی در کشورهای غربی اقدامات و تأثیری کاملاً متفاوت دارد.