Menu
نویسنده مطلب : حمیدرضامهاجر

مطلب مورد بحث:

به جای خریدن یک موبایل دومیلیون تومانی...


۱- مهارت طراحی داخلی رو با رفتن به یک دوره کوتاه مدت تکمیل می‌کردم.
۲- یا یک دوربین عکاسی دیجیتال می‌خریدم.
۳- در خصوص گرافیک دیزاین به یک دوره تکمیلی می‌رفتم.
۴- بجای موبایل دستگاه اسکنر رنگی می‌خریدم.
۵- سایت مرجع تخصصی مورد نظرم رو برای کسب وکار دیجیتالم راه اندازی می‌کردم.
۶- یک کامپیوتر برای مدرسه‌ای محروم در یکی از همین مدارس دولتی تهران می‌خریدم و هدیه می‌کردم.
۷- به یه نفر که آروزی زیارت کربلا داره، هدیه می‌کردم.
۸- دو سه تا گوشی موبایل مناسب با قیمت ارزونتر برای آدم‌های سن بالایی که چشمهاشون ضعیفه و سواد چندانی ندارند و انتظارشون از داشتن موبایل، فقط تماس تلفنی هست می‌خریدم.
۹- دوچرخه برقی می‌خریدم  و با اون به محل کار می‌رفتم و بر می‌گشتم، به خاطر بحث نکردن با راننده سواری‌های مسافربر سر کرایه، له نشدن کنار یه آدم بی ملاحظه در صندلی عقب سمند و پژو و پراید، نچسبیدن به دستگیره در خودرو از ترس نگاه‌های راننده تاکسی به خاطر خانم‌های محترم کنارم در صندلی عقب، ترمز و بوق‌های نابهنگام و مکرر برای قاپیدن مسافر کنار خیابون، پر حرفی و بحث‌های بی سر و ته بعضی‌ها، مکالمه با موبایل و با صدای بلند برخی از مسافرها، بر هم نخوردن سکوت صبحگاهی‌ام با شنیدن برنامه‌های ساندویچی رادیو، دریافت نکردن انرژی منفی با شنیدن ترانه‌های بی سر و ته افسرده کننده قدیمی و جدید و… نشنیدن موزیک از چیزی که مسافر جوان بغل دستی توی گوشهاش گذاشته و خیال می‌کنه فقط خودش می‌شنوه.
دوستان ببخشند که این مورد شماره نه خیلی طولانی شد.