Menu
نویسنده مطلب : ایمان احمدپور

مطلب مورد بحث:

رویکرد سیستمی یعنی توجه به ترکیب (سنتز)‌ به جای تجزیه (آنالیز)


رویکرد آنالیز یا تجزیه:

“شل و ول بیحال”جمله ای که فرمانده ام از زمانی که وارد یگان خدمتی شدم و مسئولیت یکی از شوراهایش را به من داده بارها به من گفته است. (حدودا سه ماه شده است)

رویکرد سنتز یا ترکیب:

۱-یک ساعت زودتر شدن تحویل شیفت ها

۲-یکروز کامل شیفت بودن و روز بعدش هم کل ساعت اداری را در محل خدمت بودن

۳-صبحانه و نهار و شام را خودم درست باید کنم، درحالیکه کمترین حمایت را در تامین موادغذایی میکند.

۴-بی اعتمادی و حرف های نیشدار و چک کردن مدام دوربین ها

۵-زنگ های مکرر آیفون توسط مغازه داران اطراف محل خدمت برای استفاده از سرویس

۶-تلفن ها و مراجعات غیر ساعت اداری بسیارزیاد(خصوصا هنگام استراحت بسیار آزاردهنده است)

۷-دریافت هزینه ی سالن ورزشی متعلق به یگان خدمتی از افرادی که به هر نحوی میخواهند پول ندهند و باید توجیه شان  که ریالی از پول ها را من نمیگیرم.

۸-دخالت زیاد فرمانده در جزییاتی مثل نحوه ی چیدمان وسایل و…

۹-استرس دائمی اینکه هرلحظه مراقب باشم گوشی موبایلم را نگیرند و جای مناسبی پنهانش کنم.

۱۰-کلاس های زیادی که رده ی بالاترمان میگذارد و شرکت درآن برای همه اجباری است(خیلی آزار دهنده است که باید محلی دور بروم و دوباره سریع به محل خدمت برگردم)
۱۱-هم خدمتی ای دارم که دائما دروغ میگوید و من از اینکه نمیتوانم دروغ بگویم و او را همراهی کنم خسته و غمین میشوم از چنین کارهای او.
۱۲-مراجعه کنندگانی داریم که بدون اجازه و اطلاع من به موادغذایی اندکی هم که گاهی در یخچال است همچون گرسنگان قحطی زده دستبرد میزنند.

۱۳-در غیرساعت اداری و هنگام استراحت ترس از سرزدن ناگهانی بازرس که باید دائما لباس مخصوص خدمت در بدنم باشد.

۱۴-بیشترین مورد آزاردهنده به خودم برمیگرده و اون ثابت قدم نبودن و پیوستگی نداشتن در کارهایم.

…. ممنون از متمم بابت این رویکرد زیبا