Menu
نویسنده مطلب : امیر شاهرخی

مطلب مورد بحث:

تست استعدادیابی به شیوه جانسون اوکانر


در سال‌های اخیر ‌تجربه شیرین و البته همراه با چالش کار در کنار طیف متنوعی از افراد را داشته‌ام.

تجربه شیرین از این جهت که آموختم که بسیاری از محدودیت‌ها فقط در ذهن ما هستند و نه در دنیای واقعی، و پرچالش به دلیل این که بسیاری از پیش‌فرض‌ها، پیش‌قضاوت‌ها و باورهای من را زیر سئوال بردند:

– تصور می‌کردم بعد ۳۰ سالگی یادگیری و تغییر کند یا متوقف می‌شود، در حالی‌که کسانی را دیدم که بعد ۵۰ و یا ۶۰ هنوز در حال تغییر و رشد هستند و خودم هم در دهه چهارم زندگی، تغییر و رشد را تجربه کردم. از طرفی کسانی را زیر ۳۰ سال دیدم که عملا در تغییر را به روی خود بسته‌اند و البته هزار توجیه به ظاهر منطقی دارند.

– سال‌ها تصور می‌کردم که عامل موفقیت، تحصیلات بالا از دانشگاه‌های برتر است در حالی‌که با افرادی با تحصیلات سطح بالا از بهترین دانشگاه‌ها مواجه شدم که خود را کاملا ناتوان و محدود می‌دیدند و فقط منتظر بودند تا کسی بیاید و موقعیت رویایی را به آن‌ها هدیه کند. در مقابل کسی را دیدم که با مدرکی نه چندان آن‌چنانی از دانشگاهی بسیار معمولی خود موقعیت‌ها را برای خود خلق کرد و موفقیت و رشد را با تلاش خودش رقم زد.

– و …

حالا دیگر تعجب می‌کنم وقتی میبینم و می‌شنوم که کسی در سن ۳۰ سالگی یا ۴۰ سالگی از این صحبت می‌کند که دیگر فرصت از دست رفته و امکان تغییر نیست. احتمالا کسی که الان حسرت فرصت‌های ۲۰ سالگی را می‌خورد در ۶۰ سالگی حسرت فرصت‌های از دست رفته ۴۰ سالگی را خواهد خورد.

ضمن احترام به نظر تمام دوستان متممی، از نظر من بزرگترین محدودیتی که در راه رشد و یادگیری و تغییر و رفتن به دنبال علاقه و استعداد وجود دارد، نه سن بلکه ذهن ما انسان‌هاست. و البته بسیار ساده‌تر است که این تغییر و رشد را بر عهده فرزندان و نسل بعدی قرار دهیم.