Menu
نویسنده مطلب : آرش

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


صورت مسئله:  تقریبا در۱۵ سال پیش وقتی از وقتی خدمت سربازی رو تموم کردم دغدغه اینو داشتم که در مورد اینده واینکه چه تصمیمی در مورد اینده خود بگیرم رو داشتم وضعیت خانوادگی ما از لحاظ مالی پایین بود پدرم در قید حیاط نبود ومادرم با حقوق مستمری پدرم زندگی ۵ نفر رو میچرخوند من هم از یک سو علاقه داشتم تا ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه ام را بدهم و از سوی دیگر با دیدن وضعیت خانوادگی خود نمیتوانستم دست رو دست گذاشته وفقط درس بخونم وحتی اگه میخاستم تمرکز لازم رو نداشتم و من دچار تعرض در تصمیم گیری شد بودم که بالا خره خودم را راضی ساختم تا بطرف شغلی بروم که فقط منبع درامد باشد بدون در نظر گرفتن اینده وعلاقه ام

مدتها بعد وبصورت علمی تر در متمم اموختم که باید در موقعیت های شبیه ان قبل از این انتخاب  اولویت‌ها و معیارهای تصمیم‌گیری خودم را مشخص کنم و نسبت به ان ها انتخابهایی را که داشتم برگزینم و چه دلایلی باعث شده من ان تصمیم را از میان تصمیمهای مختلف بگیرماحتمالاً دلایل مشخصی داشته‌ام که بقیه کنار گذاشته شده‌اند وباید این دلیل را مشخص کنیم تا تصمیم‌های بعدی را بتوانیم سریع‌تر و بهتر بگیریم

ایا در ان لحظه درامد برام مهم بود؟  ایا در ان لحظه رشد فردی برام مهم بود؟ رضایت خانواده مهم بود؟ ایا پیشرفت مهم بود؟ ایا اموختن وکسب دانش در ان لحظه برام مهم بود؟ عامل تاثیر گذاری برام مهم بود ؟ ایا وجدان و حس کمک به خانواده مهم  بود؟ و…

در ان موقعیت نباید تمرکز بر اخرین اطلاعات را داشتم وسعی میکردم با توجه به یافته ها و اطلاعات  قبلی خود تصمیم بگیرم نه اینکه هدف و برنامه ام را در اخرین لحظات عوض کنم

انتخاب اینکه کدام مسیر را برای اینده خود اتخاب کنی  یک تصمیم سیستم دو است باید معیارها و جزییات و گزینه‌ها را بنویسی یا لااقل بدانی اولویت‌های آنها را بدانی و هر گزینه‌ای را انتخاب می‌کنی کاملاً بر اساس معیارهایت، مورد تایید باشد تصمیم در مورد مسیر ایندهبا تعداد زیادی پارامتر متغیر، تصمیم صفر و یک نیست. بلکه یک فرایند چند بخشی است که باید تک تک جزییات آن به صورت مستقل مورد بحث، بررسی و انتخاب قرار گیردنی.

بر اساس چیزی که از تفکر واگرا و همگرا آموختم، توصیه می‌کنم حتماً و قطعاً سه یا چهار یا پنج گزینه داشته باشی و از بین آنها انتخاب کنی.

اگر دوستت (یا هر غریبه‌ای) فقط یک گزینه به تو پیشنهاد داد. حتی اگر آن گزینه بسیار هم خوب و منطقی بود، از او چند پیشنهاد دیگر هم بخواه. اولاً این کار، همیشه راه برای بحث و گفتگو را باز می‌کند. ثانیاً به تو، پارامترهای تصمیم‌گیری را بهتر نشان می‌دهد.

به خاطر داشته باش که اگر به طرف مقابل می‌گویی فقط یک گزینه را به تو پیشنهاد کند، یا دلیلش ناآگاهی تو به هنر تصمیم گیری است. یا دانسته و نادانسته، می‌خواهی با این کار از فوبیای تصمیم گیری فرار کنی.

شاید اگر چند گزینه داشته باشی و یکی را انتخاب کنی، بعداً مجبور شوی مسئولیت تصمیم‌ات را بپذیری. اما وقتی به طرف مقابل می‌گویی: یک گزینه مناسب را انتخاب کن و من سلیقه‌ی تو را قبول دارم و به تو اعتماد دارم، روی دیگر این پیشنهاد، آن است که می خواهی بعداً مسئولیت یک انتخاب نادرست را به گردن او بیندازی و بگویی: من اعتماد کرده بودم. او نادرست تصمیم گرفت.

باید ترس بی دلیل در تصمیم گیری یافوبیای تصمیم گیری را کنار گذاشت

خطاهای شناختی تصمیم گیری  هیوریستیک و مغز خطاساز:خطای ناشی از دسترسی سریع مغز به اطلاعات    خطای ناشی از مهم‌تر فرض کردن آخرین خبر   خطای ناشی از نخستین اطلاعات مطرح شده (حتی نامربوط)  خطای ذهنی سرایت  خطای ذهنی ارزیابی میزان تلاش 

وانواع خطاهای دیگر که هر کدام باید در تصمیم گیری مد نظر باشند تا در دام انها نیفتیم