Menu
نویسنده مطلب : مریم

مطلب مورد بحث:

عوامل و موانع پرورش و شکوفایی استعدادها


سلام

من در درس های مربوط به استعداد یابی بر مبنای مدل جانسون اوکانر متوجه شدم که کلیدی ترین استعداد من در زمینه تحلیل و حل مسئله  میباشد و استعداد های استقرا و نگاه به جلو و آیدیا فوریا در رتبه دوم قرار میگیرند.

من علاقه زیادی به حل مسئله  با رویکرد فکری (و نه فیزیکی) دارم و همین ویژگی باعث شد که رشته برق مخابرات را که لازمه اصلی موفقیت در این رشته تفکر منطقی و حل مسئله است را در مقطع کارشناسی انتخاب کنم.  با وجود اینکه این رشته متناسب با توانمندی من بود و از نظر منطقی کاملا انتخاب به جا و مناسبی مینمود ولی در طول این ۴ سال علی رغم تمام تلاش های من و موفقیت های نسبی هیچ وقت حس خوبی را در من ایجاد نکرد.  و دلیلش هم فکر میکنم به این خاطر بود که من  به کلان نگری(macro) و نگاه کردن به تصویر بزرگ علاقه مندم و رشته های مهندسی حیطه فعالیتشون در ابعاد خرد(micro) است  و اینکه در ظاهر مهندسی کاربرد ریاضیات است ولی در بطنش در واقع ۱۰۰ در صد ریاضیات و خیلی مطلبی برای درک و فهم عمیق وجود نداره که بخوای اون رو حلاجی کنی و فقط لازم ریاضیات بسیار قوی داشته باشی و این یعنی ریز شدن در موضوع و دور شدن از کاربرد و تصویر کلی.

از سال اول دانشگاه من با دکتر حلت و مجله موفقیت آشنا شدم  و علاقه مند به کتاب های انگیزشی . کم کم احساس کردم که دیگه از یه جایی به بعد این مطالب به دلیل زیاد شنیدن اونها تاثیرش در مخاطب از دست میده. مجله موفقیت باعث آشنایی من با دکتر شیری شدم و مباحث روانشناسی یونگ و شخصیت شناسی و mbti و … . در سال دوم دانشگاه از طریق ویدیویی از محمدرضا و امیر تقوی در سایت دکتر شیری با سایت  روز نوشته های محمد رضا آشنا شدم و تا الان که نزدیک سه سال از این آشنایی میگذره روایت های دلچسبی از  مدیریتی و مذاکره و اقتصاد و…. را شنیدم و بعدا در متمم  کاملا به شکلی  تخصصی وعلمی و فاخر این مفاهیم کم کم در ذهنم قرار گرفت.

الان با جمع بندی تمام این ۴-۵ سال گذشته  و با در نظر گرفتن تیپ شخصیتی ام و تجربیات خودم و استعداد هایی که به کمک متمم کم کم دارم کشفشون میکنم فکر میکنم که رشته اقتصاد کلان نگری را که من سالهاست به دنبالشم را به صورت ذاتی داره و من میتوانم  به کمک استعداد تحلیلی و حل مسئله  که یکی از  کلیدی ترین ابزار های موفقیت در این رشته است ، با صرف کم ترین انرژی و بیشترین جذابیت به مطالعه و کار بپردازم. ضمن اینکه استعداد استقرا و آیدیا فوریا و نگاه به جلو هم میتواند به یاری من در این رشته بیاید و نقش به سزایی در درک بهتر مسیرم داشته باشد.

البته در این راه مشکلات زیادی هم در پیش رو خواهم داشت که مهمترین آن ضعف در زبان انگلیسی و نخواندن درس های کارشناسی اقتصاد است که این مسئله باعث میشه که  زمان زیادی رو از من بگیره که به حد نرمال یه کسی که از اول این رشته رو در دانشگاه خونده برسم. ولی  با توجه به اینکه من در رشته خودم که ۱۴۰ واحد پاس کردم از نظر خودم فقط دو درس با کیفیت بسیار عالی ارائه شد(۶ واحد) که تازه سه واحد آن هم پروژه کارشناسی بود که خودم روش وقت گذاشتم و استادم فقط در حد یک مرشد گاهی راهنمایی میکردند. با این اوصاف فکر میکنم که خوندن دوباره کارشناسی اقتصاد در دانشگاه برای من که آدم ایده آل گرایی هستم و در شرایطی که استعدادم را پیدا کردم و الان میخوام در جهت تحقق و تبدیل به توانمندی تلاش کنم، یک اشتباه استراتژیک است. من ترجیح میدم یک  یا دو سال زمان بذارم و خودم درس های کارشناسی اقتصاد از رفرنس های اصلی بخونم که هم به زبانم و هم به دانش اقتصادم کمک کنه و بعدا در مقطع ارشد در زمینه ای که دغدغه پیشرفت دارم ادامه تحصیل بدم. و درمورد کترا الان  هنوز اونقدر اطلاعات ندارم که تصمیم بگیرم.