Menu
نویسنده مطلب : مریم السادت جوادى

مطلب مورد بحث:

عوامل و موانع پرورش و شکوفایی استعدادها


با خوندن دیدگاه های عزیزان متممی یک سوال خیلی مهم و بی جواب در ذهنم شکل گرفته که پاسخ به اون میتونه خیلی از نقاط کور رو روشن و ادامه مسیر رو راحت تر کنه.

چرا درس استعدادیابی را میخوانم؟ یا هدف من از شناخت استعدادها چیست؟

خیلی با خودم فکر کردم و دو جواب پیدا کردم.

اول: اینکه همه ما بعنوان یک انسان میدانیم محدود به زمانیم و یکبار به دنیا آمده وروزی از دنیا خواهیم رفت.

خیلی نکته مهمی است. به نظرم انقدر مهم که انسانها رو از غارنشینی به شهر نشین بدل کرد. انتخاب اینکه چه باشیم و چه کنیم چون یکبار فرصت داریم، اتفاق غریزی است که سالها در انسانها قدمت دارد و بدون اینکه بدانند بدان میپردازند. عوامل مختلفی هم چون محل زندگی، فرهنگ، جنسیت و… در آن دخیل بوده و هست.

دوم: اینکه چگونه میتوانم هدف درستم را انتخاب کنم و مسیر بهتر و راحت تری رو برگزینم. قبلا در درس پرورش استعدادها به نقش انتخاب هدف و میزان انگیزه ای که میده اشاره کردم.

به شخصه برای من مادر شدن خیلی مهمه و با اینکه حتی ازدواج نکردم پرورش یک انسان دیگه و نسل بعدی تمام زندگیم رو تحت الشعاع قرار میده و پلت فورم اهداف دیگه منه. پس شناخت استعداد خودم و البته پرورش استعداد نسل بعدی کمک میکنه این بحث رو بهتر بفهمم.

موضوع دیگه ای که میخوام مطرح کنم باز هم به زمان مربوط میشه.

اهمیت زمان در این مبحث خیلی مهمه و باید در نقطه آغازین هر مرحله اجرا بشه. شناخت استعدادها و توانایی ها قسمتی از خودشناسیه و مسیر درست اون باعث بوجود اومدن هویت میشه. مرحله کودکی، مرحله نوجوانی و انتخاب راه، مرحله انتخاب رشته تحصیلی و کار و حتی انتخاب همسر و تشکیل خانواده…همه اینها نیازمند شناخت درست از پاسخ جمله ” من  کی هستم؟!” میشه.

به نظرم علاقه ازاون دسته پارامترهایی است که نمیتوان کمیت دقیقه برایش در نظر گرفت و چون مبحث احساسی دارده میشه اون رو ایجاد کرد. بخش منطقی اش را میتوانیم به انتخاب هوشمندانه فعالیت ها ارتباط بدهیم که هر دو نیازمند تحلیل منطقی هستند و منطق هرجا جواب داده پس مطلوب مورد نظر دست یافتنی تر به نظر میرسد.

استمرار و پشتکار هم که جزو واجباته. اما برای فهم بهتر باید به درس های قبلی متمم عطف داد که هرجا استعداد و پس اون توانایی بهتری داشته باشی نیازمند مصرف انرژی کمتر و خورجی و نتیجه بهتر هستیم. مردم آسیای صغیر لا اقل در فیلم هاشون جزو قوی ترین آدمها در تکرار و تمرین هستن. همیشه تعجب میکردم از اینکه در سریال سالهای دور از خانه هشت سال طول میکشید تا ده متر مربع از زمین دریا رو قابل کشاورزی کنن!!!

**طرح مسئله***

آیا واقعن پس از گذروندن این دروس استعدادهامون رو خوب میشناسیم و میدونیم چطور باید از اونها استفاده کنیم؟

آیا آزمونها و مدل جانسون اوکانر برای شناختن استعداد ما کافی هستن؟ چه آزمونها و چه مدل های دیگه ای برای شناخت استعدادها وجود داره؟

حالا که استعدادمون رو شناختیم چطور از اون بهره ببریم و در زندگی روزمره به عنوان ابزار ازش استفاده کنیم؟

معرفی کتاب

کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»  توسط هوارد گاردنر در سال ۱۹۸۳ به طرح انواع هوش در انسانها پرداخت. او در کتاب به هشت هوش از انسانها رو بررس و مطرح کرده که البته احتمالن اشتباه ترجمانی در زبان باعث شده کلمه استعداد و هوش تداخل معنی داشته باشند.