Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

مدل درآمد بر پایه‌ی نرخ ثابت (مستقل از مصرف)


پاسخ تمرین اول) نمونه ی دیگری که من هم از Flat Rate به ذهنم میرسه، «موج های آبی» مشهد هستش که من چند سال پیش رفتم.  شما با مبلغ مشخصی که پرداخت می کنید و در ازای اون مبلغ، بلیط میخرید، می تونید به مدت چند ساعت (فکر می کنم ۸ ساعت بود) از تمام امکانات و بازیهای اون مکان استفاده کنید. (البته به استثنای یک سری امکانات یا خدماتی که همونجا قرار داره، مثل رستورانها یا کافی شاپها و باید جداگانه از مبلغ اضافه ای که قبلا شارژ کرده اید، هزینه کنید)

پاسخ تمرین دوم) فکر میکنم کتابفروشی ها هم بتونن از این مدل برای اون دسته از مشتریانشون که عاشق کتاب هستند استفاده کنند. (و شاید یه جور تشویق مردم به کتاب خریدن و کتابخوانی هم باشه) اینکه مثلاً در ابتدای هر ماه، مبلغ مشخصی رو از مشتریانشون دریافت کنند و بعد، اون مشتری این امکان رو داشته باشه که در اون ماه، هر کتابی که دلش میخواد (البته مثلا در محدوده ی قفسه هایی که فروشنده انتخاب کرده) از اون کتابفروشی بخره! (البته همونطور که شما هم فرمودید، به نظر میرسه این موضوع نیازمند تغییرات کلیدی در فرآیند کار و استراتژی و سایر بخش‌های کسب و کاراین کتابفروشی ها باشه)