Menu
نویسنده مطلب : رزا

مطلب مورد بحث:

جملاتی از کتاب در جستجوی زمان از دست رفته نوشته مارسل پروست


این مطلب انگیزه ای شد که در باره آقای سحابی کمی جستجو کنم و در لینک زیر به یک مصاحبه خواندنی از ایشان رسیدم:

http://www.motarjemonline.com/forum/showthread.php?517-در-جستجوی-زمان-از-دست-رفته

بنا به گفته خودشان ایشان به سه زبان انگلیسی ، ایتالیایی و فرانسوی مسلط بوده اند و در ابتدا هم درسرویس خبر روزنامه کیهان به عنوان مترجم زبان های ایتالیایی و فرانسوی استخدام میشوند .

نکته جالب دیگر که ایشان اشاره کرده ان این است که کار در قسمت خبر روزنامه نوعی سرعت در کار را به ایشان تحمیل میکرده است و همین سبب شده است که ایشان موقع ترجمه چرک نویس نمیکرده اند.

این جملات را هم عینا از متن مقاله فوق نقل میکنم چون در ارتباط کامل با کتاب فوق است:

شما اغلب ترجمه‌هایی کرده‌اید که تا آدم یک بورس یکی دو ساله نداشته باشد نمی‌تواند از پس خواندن آنها برآید. از جمله پروست و کارهای دشواری مانند “مرگ قسطی” سلین. شاید کمتر مترجمی‌ هم همت می‌کند برود سراغ “در جستجوی زمان از دست رفته”. چه انگیزه‌هایی سبب شد که سراغ پروست رفتید؟جواب نیمه شوخی نیمه جدی‌اش این است که به ادموند هیلاری گفتند چطور شد از اورست بالا رفتی، گفت اورست آنجا بود ما هم رفتیم بالا. البته در این جواب مقداری شوخی هست. بحث در واقع این است که من کوهنوردم و حالا از این کوه هم بالا رفته‌ام. تا پیش از پروست، من ده بیست تایی کتاب ترجمه کرده بودم، شاید بیشتر. خرد خرد آمده بودم جلو، مثل دو سه کتاب سیلونه، یا آن کتاب زیبای سیمون دوبوار به نام “همه می‌میرند”. تلنگر پروست این بود که در سال ۸۸ میلادی دیگر کپی رایت از پروست برداشته شد. آن سال، سال پروست بود و از او کتاب‌های زیادی در فرانسه منتشر شد. شاید این تلنگری شد. اما واقعیت امر این است که من یک کارهایی کرده بودم و حالا می‌خواستم کار مهم‌تری بکنم. مثل هر آدمی‌که می‌خواهد قدم بعدی را بلندتر بردارد.– ترجمه “در جستجوی زمان از دست رفته” چندسال طول کشید؟ترجمه پروست از شروع تا پایان ده یازده سالی طول کشید. البته لابه‌لای آن کتاب‌های کوچکی هم در آوردم اما خود پروست مرا ده یازده سالی مشغول کرد.