Menu
نویسنده مطلب : حمید مرادی

مطلب مورد بحث:

پشیمانی در تصمیم گیری: کارآفرینی انتخاب من نبود


به نظرم از دو زاویه می شود به داستان  رونالد واین نگاه کرد. یکی زاویه کارآفرینی و دیگری زاویه تصمیم گیری:

کارآفرینی: یک بازار ناشناخته ای به نام تکنولوژی وجود دارد. نیاز به ریسک بالایی دارد. روحیه واین با این ابهامات جور نیست. پس گروه را ترک می کند.

تصمیم گیری: او پس از مدت ها در مورد تصمیمش مصاحبه می کند و می نویسد. پس هنوز برایش این داستان و سرنوشت اپل اهمیت دارد. هنوز احساس پشیمانی دارد.

گزینه یک: او می توانست بماند، شرکت اپل استیو جابز و او را باهم اخراج کند، استیوجابز به اپل برگردد و او برنگردد یا برگردد. اما شرکت اپل موفق شود.

گزینه دو: او می توانست بماند، شرکت اپل بدهی زیادی بالا بیاورد، بدهی ها از پول واین پرداخت شود، استیو جابز شرکت دیگری ثبت کند و شرکت دیگر استیو موفق شود.

گزینه سه: او می توانست بماند، در هر حالتی با اپل بماند و حمایت کند. شرکت اپل هم یک شرکت معمولی باشد که کارهای روزانه وغیرجهانی در آن انجام می شود.

گزینه چهار: او می توانست بماند، حمایت کند و شرکت اپل موفق شود.

به هر کدام از گزینه های ماندن واین چه امتیازی می دهید؟ احتمال وقوع هر کدام از آن ها چه مقدار است؟

نکته یک: واین با دیدن رفتار جابز متوجه شده بود که زیان شرکت قطعی است و سودی احتمالی هم وجود دارد. آدم های معمولی زیان قطعی را به سود احتمالی ترجیح نمی دهد. کارآفرینان آدم های معمولی نیستند و همانطور که تیتر بحث هم هست : کارآفرینی انتخاب او نبود.

نکته دو: اگر واین هیچ وقت سهام  اپل را نداشت و استیو از او دعوت می کرد که در اپل شریک شود و او نمی شد، پشیمانی کمتری را نسبت به الان که سهام اپل را داشته و فروحته است، متحمل می شد. با این وجود اگر احساس پشیمانی شدیدی می کند، کاملا حق دارد.

نکته سه: اما میزان پشیمانی به شخصیت آدم ها بسته است. آدم هایی که سالیان سال بابت رشته ای که انتخاب نکرده اند، زن یا مردی که با او ازدواج نکرده اند و … فکر می کنند، پشیمانی بیشتری تحمل می کنند. فشار کارهای نکرده غیرقابل تحمل می شود. اما اینکه واین می گوید من احساس پشیمانی نمی کنم، شاید بابت شخصیت او باشد. شخصیتی که ماکسیمایزر نیست.