Menu
نویسنده مطلب : جمال بخشی زاده

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


احساس می کنم در شروع هر کاری و خصوصا در مواجه با ایده ای تازه، بیش از حد محتاط هستم. که البته این احتیاط بیش از حد که گاهی هم باعث پسرفت و زیان هم شده ناشی از تاثیرات چشم انداز اقتصادی محو و نامفهوم جامعه است.  
تجسم فضایی و درک ساختار کمی برای من وقت گیر است. انرژی بیشتری می طلبد. گویا استعداد کمتری در این زمینه دارم.
راستش استقرا در همین درسهای شما برایم  مفهوم پیدا کرد. یکی از عذاب های دوران دبیرستانم درس ریاضی بود . از شما چه پنهان هنوز کاربرد های دیگراستقرا و خیلی از مباحث ریاضی را نمیدانم.  
از دوران کوکی بخاطر دارم که همیشه بستن پیچ و مهره وسایل و سرهم کردن منطقی اجزای آنها برایم جالب بود. حتا در نوجوانی پازل های ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ تکه  می خریدم و میساختم. چند وقتی هم دوست داشتم مکانیک شوم.شاید بخاطر روابط منطقی بین  اجزای موتور.!
ابتدای نوجوانی بود که پدر و مادرم اصرار داشتند به کلاس تار بروم. نمیدانم که چرا از رفتن به کلاس ساز آنقدر احساس اضطراب و شاید خجالت ( نمیدانم دقیقن کدام! ) بسراغم میامد. باتاخیر ۶_۵ ساله به کلاس موسیقی رفتم  که ای کاش همان ابتدای نوجوانی میرفتم. استعداد موسیقی و تشخیص صدا را دارم.

وشاید به همین دلیل احساس می کنم که نگاه به جلو در من ضعیف تر از حد معمول باشد.
گاهی در بعضی از زمینه ها ایده هایی خوبی به ذهنم میرسد اما استعدادی نیست که دائم در دسترس من باشد.
خواندن سریع متن در من باعث کاهش درک مطلب میشود. شاید بتوانم غلط های نوشتاری متن را سریع پیدا کنم اما اینکه مفهوم را از دست بدهم باعث اتلاف وقت و دوباره خواندن متن میشود.
فکر میکنم اعداد در اعلام پیشرفت یا پسرفت اغلب کارها ، نقش موثری دارند. داشتن آمار و اعداد، ارائه نمودارها  و نتیجه گیری از آنها در کاری که انجام می دهم برایم جالب و با اهمیت است.
توانایی صحبت کردن و به کارگیری زبان دوم  یکی از دغدغه های من بوده و هست. تصمیم دارم یک بار دیگر استارتش را بزنم.
از کار با انگشتان در هنر خوشنویسی و موسیقی بهره می برم. هر چند فکر میکنم اگر سراغ طراحی ونقاشی هم میرفتم ، نتیجه کار مقبول میشد.