Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان

مطلب مورد بحث:

دن اریلی و بدبختی دانستن


سلام

بسیار لذت بردم.

این روزها در حال مطالعه کتاب ” سیستم های پیچیده ” نوشته محمدرضا شعبانعلی هستم که فعلا بصورت بخش به بخش و در قالب فایل pdf در روزنوشته هایش منتشر می شود.

چند روز پیش داشتم در یک گروه برای دوستانم توضیح می دادم که یکی از ویژگی های بارز این کتاب این است که توضیح دادن آن برای دیگران کار دشواری است چون محمدرضا در این کتاب سعی کرده با استفاده از علوم مختلف مانند فیزیک ، آمار ، ریاضیات ، فلسفه ، زیست و … شاخ و برگی به این تنه بزرگ و قدرتمند سیستم های پیچیده بدهد تا درک آن را برای مخاطبش تسهیل و تسریع کرده باشد.

برای دوستانم توضیح دادم که این اقدام محمدرضا با توجه به روح بخشنده و  سخاوتمندی که دارد احتمالا  ۱) به دلیل بالا بردن دانش عمومی خواننده و ۲) برای ساده سازی درک سیستم های پیچیده است.

به آنها گفتم : توضیح آنچه خوانده ام یک تصویر در ذهن من ایجاد کرده و منتقل کردنش مانند دیدن تنها یک نقطه از آن تصویر است و بدیهی است آنچه من درک کرده ام در مقایسه با آنچه محمدرضا در تلاش است منتقل کند یک نقطه در برابر تصویری است که در ذهن محمدرضا وجود دارد.

این گفتگو با دوستانم را نقل کردم تا توضیح بدهم آنچه محمدرضا در تلاش است انجام دهد و البته قطعا بصورت آگاهانه در حال انجام آن است ؛ کم کردن فاصله درک فعلی خوانندگانش از کتاب و نقطه‌ی مطلوب نهایی در مطالعه این کتاب است. در واقع محمدرضا مانند همیشه در تلاش است شکاف درک مطلب را به حداقل برساند. محمدرضا مثل همیشه سعی می کند از پله هایی که با کتاب ها ساخته پایین بیاید ، دست ما را بگیرد و با خودش از پله ها بالا ببرد تا بتوانیم به چشم اندازی که او می بیند نزدیک تر شویم.

قطعا بدون داشتن چنین نگاه و دیدگاهی ؛ نوشتن این کتاب برای محمدرضا تسهیل میشد.

همین جا دوست دارم اعلام کنم از مطالعه این کتاب تا به این جا بسیار آموخته و بیشتر از آن لذت برده ام.