Menu
نویسنده مطلب : رضا

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


سلام، من مشاور تحصیلی هستم. آنچه از دوران کودکی به یاد دارم آن بود که همیشه پسر بچه ها را جمع می کردم شعار می دادیم و برایشان سخنرانی می کردم. تک فرزند بودم و اینطور هم نبود که بگویم چون برادر بزرگتری دارم پس به پشت و پناه او به بقیه حکومت می کردم.

کم کم یاد گرفتم بازی ها را خودم تعیین کنم و برای بچه های محله قانون می گذاشتم که فلان ساعت برای تمرین لاستیک بازی (چرخاندن لاستیک با چوب که بازی دوران کودکی پسربچه های جنوب شهر بود) بیایید. مسابقه برگزار می کردیم.

اگر بخواهم با ادبیات جانسون اوکانر بگویم استعدادهای «استعداد استقرا، استعداد ایده پردازی، استعداد نگاه به جلو» در من وجود داشته است و الان که مشاور تحصیلی هستم از این استعداد بهره می گیرم و روند موفقی هم طی کرده ام.

من رشته ریاضی را در دانشگاه خواندم و بر سر همین استعدادها عاشق رشته ریاضی زیستی شدم چون پر از تحلیل و الگویابی و دیدن آنچه هست با دقتی که کمتر کسی می بیند.

شاید اگر روانشناسی یا مدیریت می خواندم چنین برداشت می شد که بهتر از استعدادهایم استفاده کرده باشم ولی نگاه ریاضیاتی همان تمرین مهارتی بود که به شکوفایی استعدادهایم کمک کرد.

مطمین هستم اگر روانشناسی خوانده بودم قدرت تحلیل و پیوند زدن صحبت های مختلف به یکدیگر را نداشتم و نمی توانستم یک پازل از صحبت های طرف مقابل بچینم و او را نسبت به رفتارهایش آگاه کنم و از همه مهم تر ایده دادن برای حل مشکل از جمله قدرت هایی است که باید مشاور تحصیلی داشته باشد که هم استعدادش را دارم و هم در مسیر درست پرورش قرار گرفتم.

من استعداد یابی نشدم، آزمون خاصی را هم ندادم و مسیر مشخصی را طی کردم ولی خوشحالم که امروز میتوانم این ادعا را کنم که قربانی استعداد یابی نشدن نیستم و شانس و اقبال با من همراه بوده است.