Menu
نویسنده مطلب : علیرضا آذری

مطلب مورد بحث:

مدل کوه یخ در تفکر سیستمی | آیا به تفاوت رویداد و روند توجه دارید؟


رویدادی که مدیرعامل ما برای از بین بردن کارخانه انجام می دهد برایتان توصیف می کنم.

رویدادی که از هفت سال پیش آغاز شده و رفته رفته شرکت را رو به افول برده است .

مدیرعامل ما یک فرد فنی در حوزه فعالیت خود هست و اگر به تولید توجه کند بیشتر موفق خواهد شد تا در حوزه مدیرعاملی فعالیت کند . عدم داشتن تجربه کافی و تحصیلات عالی باعث شده که بیشتر دهن بین باشد تا بصورت سیستمی تفکر کرده و کارها را جلو ببرد .

راه حل هایی که ما هفت سال پیش پیشنهاد داده بودیم عمل نکرد و راه حل های سطحی خود را اجرا کرد . در آن زمان ما برای اینکه هزینه های تمام شده رو پایین بیاوریم و محصول مان دقیقا تولید یک کارخانه باشد نیازمند یک دستگاه ترموفورم بودیم که ۱۸۰ درجه مسیر تولید رو عوض میکرد .بجای آن تصمیم گرفت بدنه داخلی یخچال رو از جنس آلومینیوم بگیرد آن موقع راه حل خوبی برای یک مقطع خاص بود ولی الان که اختلاف قیمت آلومینیوم و ABS چهل هزارتومان هست قیمت تمام شده ما رو خیلی بالا برده و نمی توانیم با شرکت های همکار رقابت کنیم .اولین روز هفته بدون اینکه به پرسنل اطلاع دهد که کارهای خود رو تحویل دهند یا شغل دیگری پیدا کنند خیلی از نیروها رو تعدیل کرده و این امر الان باعث سردرگمی سایر پرسنل شده است و الان باید پشت سیستم نفرات تعدیل شده دنبال اطلاعات باشیم .اینها تنها دو مورد از راه حل های تفکر نشده هست که آوردم .