Menu
نویسنده مطلب : آرش عطاری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس ارزش آفرینی


سوال ۱) کسب و کار مورد نظر ما پلتفرمیه در زمینه آموزش زبان انگلیسی. هدف این پلتفرم تسهیل فرایند برقراری ارتباط بین زبان آموز و استاد هست. به این شکل که با قراردادن اطلاعات بهترین اساتید آموزش زبان (در ابتدا صرفا انگلیسی) بر روی وبسایت، معرفی اونها و درج رزومه شون، و همچنین زمانهای خالی ای که دارن، زبان آموزان می تونن استاد مورد علاقه شون برای یادگیری زبان رو انتخاب کنند. دوره هایی که ما به مخاطب ارائه میدیم، شامل دوره های آنلاین، حضوری و تلفیقیه و البته تلاشمون اینه که با کار کردن روی روشهای آموزش آنلاین با مطالعاتی که انجام میدیم و با مشورت اساتید خبره کیفیت دوره های آنلاین رو افزایش بدیم و زبان آموزان رو به شرکت در دوره های تلفیقی ترغیب کنیم تا هم خودشون هزینه، وقت و انرژی کمتری صرف کنن و هم استاد و هم خودمون(کاهش نیاز به اجاره کردن کلاس). در زمینه محل برگزاری کلاسها، از مکانهای اجاره ای، کلاسهای اجاره ای و حتی مکان های کار مشترک(مثل زاویه) استفاده میشه.
سوال ۲) در مورد ارزشی که کسب و کار ما خلق میکنه باید گفت که ما در زمینه آموزش زبان در کشور با چند حالت روبرو هستیم؛ ۱٫ فرد به یه آموزشگاه میره و سطح بندی میشه و ثبت نام میکنه. اغلب دوره های عمومی در اغلب دانشگاهها به این صورت هستن که فرد بعد از اینکه ثبت نام کرد متوجه میشه استادش چه کسیه، خوبه یا بد، چقدر احیانا سابقه تدریس داره یا… به فرض هم که استاد، استاد خوب و حرفه ای باشه، باتوجه به اینکه با بالاتر رفتن سطح دانشجو، عموما اساتید هر ترم تغییر میکنن، هیچ تضمینی وجود نداره که استاد ترم جدید، استاد خوبی باشه. ۲٫ فرد با یه استاد امتحان پس داده، کلاس خصوصی بر میداره، هزینه زیادی رو متقبل میشه، مزایای کلاس عمومی(از جمله امکان حرف زدن در جمع) رو از دست میده و حتی در اواسط کار ممکنه متوجه بشه این استاد، صرفا برای ترمهای پایین و یا برای ترم های بالا اون استاد مد نظرشه و…
حالا در این حالت ارزشی که کسب و کار ما ایجاد میکنه
الف. اینه که به دانشجو اجازه میده استادش رو از بین کلی استاد خودش انتخاب کنه و هر لحظه ای حس کرد به استاد جدیدی نیاز داره، به یه استاد باز هم با سطحی بالا مراجعه کنه.
ب. آموزش آنلاین (کاهش هزینه) و آموزش تلفیقی، که صرفه جویی در هزینه وقت و انرژی رو در پی داره
پ. شخصی سازی دوره ها؛ در دوره های خصوصی و حتی در صورت گرفتن بازخورد کافی در دوره های عمومی می تونیم دوره ها رو شخصی سازی و سفارشی کنیم. چه در محتوا و ساختار دوره و چه در روش آموزش و…
ت. افزایش حجم بازار مدرسین تهرانی و همینطور مدرسین شهرستانی(یه مدرس توی اهواز دیگه صرفا با زبان آموزهای اهوازی روبرو نیست، بلکه میتونه به بازار کل کشور دسترسی داشته باشه. همینطور برای مدرسین سایر شهرها)
ث. یه زبان آموز تو یه شهر کوچیک دیگه مجبور نیست توسط یه آموزشگاه کوچیک تو شهرشون آموزش ببینه. میتونه به بهترین اساتید توی شهرهای بزرگ دسترسی داشته باشه.
ج. زبان آموز نیاز نیست خودش رو صرفا به یه آموزشگاه و روشش و اساتیدش محدود کنه، چون با مجموعه ای از بهترین اساتید از بهترین آموزشگاهها روبرو میشه

سوال ۳) این کسب و کار رو در صنعت آموزش زبان انگلیسی دسته بندی میکنیم(بر پایه ی رفع نیاز یادگیری زبان)
اگرچه میشه در قالب صنعتهای دیگه هم طبقه بندیش کرد، اما به نظر میرسه بهترین دسته بندی همون صنعت آموزش زبان انگلیسی باشه

سوال ۴)
بازار بالقوه:
واقعیت اینه که ما آماری از این موضوع نداریم که چند درصد از مردممون به یادگیری زبان علاقه دارن پس اونچه که خصوصا در زمینه بازار بالقوه و آماده میگیم تا حد زیادی بر پایه ی حدسیات و تخمینه. همه کسانی که در کل کشور ممکنه به یادگیری زبان انگلیسی علاقه مند باشن. به نظر میرسه که با جمعیتی ۴۰ تا ۶۰ میلیونی روبرو هستیم(با کم کردن درصدی از جمعیت روستایی و همچنین سنین کمتر از ۷ سال و بیش از ۶۵ سال با استفاده از هرم سنی جمعیت کشور)

بازار آماده: نکته اول اینه که با توجه به ساختار پلتفرم، تقریبا همه کسانی که به اینترنت دسترسی دارن، میتونن تو بازار آماده ما قرار بگیرن(با وجود برگزاری دوره های انلاین، محدودیتی از نظر مکانی تقریبا وجود نداره) اگر فرض کنیم سه دهک پایین درامدی کشور که در حدود ۳۰ میلیون نفر هستند، توانایی پرداخت هزینه های کلاسها رو ندارن، بازار آماده ما در حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر خواهد بود.
بازار هدف: ما یه پیج اینستاگرام داریم با ۳۷۰۰ نفر فالوئر که سه ماه هست داره در زمینه آموزش نکات گرامری و لغت و اصطلاحات انگلیسی کار میکنه. آماری که اینستاگران به ما داده اینجوریه که ۷۰ درصد مخاطبان ما مرد هستن و سی درصد زن. ۸۸ درصد از مخاطبانمون بین سنین ۱۸ تا ۴۴ سال هستن. صرفا با در نظر گرفتن همین دو مورد و این نکته که بهتره در ابتدای کار بازاری رو مورد هدف قرار بدیم که تمایل به یادگیری زبان داره، بازار هدف ما چیزی در حدود ۳۶ میلیون نفر خواهد بود.
اما نکته دیگه ای که وجود داره اینه که گفته میشه حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون ایرانی گوشی هوشمند دارن که از این تعداد حدود ۴۵ میلیون نفر عضو تلگرام و ۲۵ میلیون نفر عضو اینستاگرام هستن. با توجه به اینکه تبلیغات ما عموما از طریق شبکه های اجتماعی انجام میشه(خصوصا اینستاگرام با توجه به اینکه نحوه جذب افراد در اینستاگرام به مراتب راحت تر هست تا تلگرام)، به نظر میرسه که بازار هدف ما جمعیتی بالغ بر ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر باشه.
لازم به ذکره که بیشترین میزان فالوئر موسسات یا افرادی که زبان آموزش میدن، در شبکه های اجتماعی ۲ میلیون نفره. این نشون میده جذب ۲۰ میلیون نفر که نه بلکه کمتر از اون هم کار ساده ای نیست اگرچه قطعا غیر ممکن هم نیست.

سوال ۵)

میزان ضرورت محصول برای بازار: برای تمانی افرادی که شاغلن(بزرگسالان) یا میخوان در ادامه وارد بازار کار بشن(دانشجوها و نوجوانان)، یادگیری زبان انگلیسی کاملا ضروریه و افراد خصوصا وقتی که وارد بازار کار میشن این ضرورت رو بیشتر میفهمن. برای کسانی هم که میخوان مهاجرت کنن که موضوع بدیهیه.

* اندازه بازار: در سوال قبلی(بازار هدف-آماده و بالقوه) در موردش صحبت شد

محدوده قیمت قابل عرضه: بستگی به سطح کلاس داره و همینطور اینکه شخص متقاضی دورع حضوریه یا آنلاین یا تلفیقی از هردو. نکته بارز اینه که هزینه افراد در کل نسبت به حالتی که تو یه آموزشگاه ثبت نام کنن به مراتب کمتره(چون آموزشگاه هزینه هایی داره که ما نداریم)

* هزینه جذب مشتری یا ایجاد مشتری جدید: تخمینش اول کار سخته یه مقدار. اما با توجه به اینکه عمده تبلیغات ما از طریق شبکه های اجتماعی صورت میگیره و توی تیممون یه طراح حرفه ای داریم(مسلط به عکاسی، فیلمبرداری، فتوشاپ و افترافکت)، به نظر میرسه هزینه زیادی برای کلیپ معرفی اساتید و پوسترهای دیجیتال و سایر کارهای تبلیغاتی در ابتدای کار نداشته باشیم.

* هزینه رساندن محصول به دست مشتری: اگر کلاس حضوری یا تلفیقی باشه ما یه سری هزینه برای اجاره کلاس باید بدیم. با وجود این هزینه، برگزاری کلاسهای خصوصی و گروهی بیشتر از ۳ نفر برای ما کاملا توجیه اقتصادی داره.(ولو با سود حداقلی در ابتدای کار)

* میزان منحصر به فرد بودن محصول: تا حالا یک پلتفرم شبیه به ما وجود داره و اون هم پلتفرم Oteacher هست که البته صرفا آموزش آنلاین برگزار میکنه. اون هم اوایل کارشه و خیلی هنوز امتحان پس نداده. پلتفرم ما تفاوتی که با اتیچر داره، دوره های حضوری و تلفیقی داره. دوره های Business English رو هم برگزار میکنه(که مخاطب فوق العاده ای داره و همینطور اینکه ارتباط خیلی خوبی وجود داره با شرکتهای صنعتی برای بازاریابی هرچه بهتر این دوره ها). به غیر از Oteacher موسسات و وبسایتهای دیگه ای هم هستن که آموزش آنلاین یا حضوری یا هردو رو ارائه میدن اما هیچکدوم پلتفرمی شبیه سیستم ما نیستن و صرفا یک سری اساتید محدود دارن.

* سرعت عرضه محصول به بازار: کلا با توجه به ویژگی های فضای آنلاین و شبکه های اجتماعی سرعت در مقایسه با فضای سنتی بسیار بالاست. وبسایت ما در حال حاضر در دست طراحیه، با بیش از ۱۰ استاد جوان و در عین حال با سابقه برای پیوستن به پلتفرم مذاکره صورت گرفته(که نتایجش هم خوشبختانه مثبت بودن) و ما صرفا منتظر افزایش تعداد فالوئر(فالوئرهای واقعی) حداقل تا ۱۰ هزار نفر برای معرفی پلتفرم و توانایی تبلیغات هرچه وسیعتر و کاربردی تر پلتفرم هستیم که به نظر میرسه سه تا چهار ماه دیگه زمان میبره

* نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه: سرمایه خاصی فعلا نیاز نداره. کار طراحی سایت رو اعضای تیم انجام میدن و طراحی پستها و کلیپها هم همینطور و در نتیجه فعلا هزینه خاصی نداریم(به جز یک سری هزینه ناچیز مثل ثبت دامنه و هاست و…)

* پتانسیل عرضه محصولات وابسته: بعد از راه اندازی پلتفرم در صدد تهیه بسته های کاربردی و درعین حال ارزان قیمت آموزش زبان برای افرادی هستیم که به دنبال وشهای خود آموز زبان هستن.

* مدت زمان زنده ماندن یا طول عمر محصول: کی میدونه که این سرعت تغییر و تحول عجیب و غریب فناوری، چه بلایی سر پلتفرمهایی مثل پلتفرم ما میاره. اما همه تلاشمون اینه که با بروز موندن، کسب و کار پایداریداشته باشیم.

 

سوال ۶) ممکنه وجود داشته باشه. اما اگر کار ما به اندازه کافی خوب و حرفه ای باشه و تبلیغات حرفه ای هم روش انجام بگیره به نظر نمیرسه این موضوع خللی بهش وارد کنه. مثل خیلی از استارتاپها که نمونه هایی شبیه بهشون(اما ضعیفتر) وارد بازار شد، خیلیاشون ضعیف بودن، یا صرفا دلال بودن و شکست خوردن اما استارتاپ اولی با موفقیت به کار خودش ادامه داد.