Menu
نویسنده مطلب : احمد عباسی

مطلب مورد بحث:

گوشت خواری یا گیاه خواری؟ | از کتاب در جست و جوی طبیعت


این نگاه دو قطبی که بین گیاه خواران و گوشت خواران تشکیل شده شبیه به یک جنگی است که یک سری تا سر حد مرگ از یکی از دو این قطب دفاع می کنند و یک سری هم تا سر جان حاضرند بایستند و به بقیه ثابت کنند که تفکر مخالف غلط است. نمیخواهم در نگاهم دچار سوگیری بشم اما افرادی که در اطرافم رویه گیاه خواری رو انتخاب کرده بودند بعد از مدتی دچار مشکلات و بیماری های خاصی شدند که هزینه های گزاف برای رفع مشکلات به وجود آمده پرداخت کردند.

فکر میکنم هر چیزی که برای انسان ( و با توجه به عرف و شرع و اخلاق حداقل برای ما ) حلالا و طیبا شمرده شده قطعا فوایدی در آن بوده است. هیچ وقت نگاه افرادی که به یکباره تغییر رویه از گوشت خواری به گیاه خواری داده اند و یا بالعکس را درک نکرده ام.( نگاهی که هر چند وقت یک بار در فضای دیجیتال راه اندازی میشود که حیوانات (گوسفند، گوساله و گاو را نکشیم و به جای آن درخت بکاریم). (بیشتر شبیه ایده های پوپولیسمی است.)

به نظر من لذتی که در خوردن کباب کوبیده و یا شیشلیک هست در خوردن (کلم بروکلی با هویج پخته و لوبیا نیست). اگر طبق شرایط خاص برای مدت محدود اجباری برای خوردن محصولات باشد خب میتوانم خودم را قانع کنم اما اینکه یکباره تغییر رویه داده و کل برنامه غذایی را تغییر بدهم هیچ وقت جز این دسته از افراد قرار نگرفتم.

مثلا من فرض رو بر این بزارم که قورمه سبزی بدون گوشت باشه؟ اصلا امکان داره؟ انگار چمن های کاشته شده توسط شهرداری میخورید.( همون قرمه سبزی هایی که تو سلف های دانشگاه به دانشجویان بزرگوار میدن.)
خیلی کارهای دیگه ای میشه کرد که به گفته دکتر فاضلی جز موفقیت های کوچک برای ما باشه و به محیط زیست هم اسیب نرسونه و توسعه پایدار رو در شکل های مختلف در ایران و جهان بهبود میده که به مراتب ثمراتش بیشتر از اینه که جز دسته گیاه خواران قرار بگیریم و پرچم سفید گیاه خواری را بر افراشته کنیم یا جز گوشت خواران و نگاه مغضوب گیاه خواران باشیم و پرچم سرخ گوشت خواری را در جامعه تکان دهیم.