Menu
نویسنده مطلب : آمنه آخوندزاده

مطلب مورد بحث:

نحوه برخورد و رفتار با افراد درونگرا


از زمان نوجوانی با این درونگرایی داستان ها داشتم.همیشه از من به عنوان یک آدم خجالتی،مظلوم و بی سر و زبون یاد می شد و منم باورم شده بود یک مشکلی دارم.این صفات به اضافه اعتماد به نفس نداشته ام عملا منو به یک موجود منزوی و بی زبون واقعی تبدیل کرده بود.اینکه ساعت ها سرم به کتاب و فیلم و مجله و روزنامه گرم بود برای خودم ارزشی نداشت تا وقتی برچسپ مظلوم روی من بود.(و چقدر از این کلمه خوشم نمی آمد)
بزرگتر که شدم و بیشتر خودم رو شناختم و اعتماد به نفسم رو بالا بردم دیگه هیچ کدوم از اون برچسپ ها ناراحتم نکرد بلکه از درونگرایی خودم خیلی هم راضی بودم :)
حالا برای فرار از یک مهمانی به جای ردیف کردن ده دلیل بی ربط فقط میگم من یه درونگرام که حضور در جمع انرژی منو میگیره :)) جالب اینکه خیلی قانع کننده به نظر میاد که بی خیالم میشن.