Menu
نویسنده مطلب : حسین قربانی

مطلب مورد بحث:

تاریخچه استراتژی و مدیریت استراتژیک


سوال ۱) چه نمونه صنایع یا محصولات یا خدماتی را می‌شناسید که نگاه اول (یا نگاه دوم) برای آنها مناسب‌تر باشد؟

به نظرم بیشتر در صنایعی که بر آنها انحصار دوجانبه یا چند جانبه حکمفرماست و بازار تقاضای کوچکی دارد و شرکت‌های حاضر در اقیانوس قرمز به رقابت با همدیگر مشغول هستند، عملا باید استراتژی جنگی در پیش گرفت و همیشه آماده حمله دشمن و دفاع در برابر استراتژی‌های تهاجمی بود.

اما در صنایعی که در آن انحصار وجود ندارد و دیوارهای ورود آن کوتاه است و همچنین بازار از وسعت و تنوع بالایی برخوردار است، عملا استراتژی‌های مبتنی بر رقابت بر آن حکمفرما بوده و شرکت‌ها و سازمان‌های فعال باید با توجه به اصول بازاریابی و رقابت وارد میدان شوند.

 

سوال ۲)‌ آیا می‌توان گفت در دپارتمان‌های مختلف یک سازمان هم، می‌توان نگاه‌های متفاوت استراتژیک داشت؟ مثلاً به نظر شما تا چه حد منطقی است که من بگویم در دپارتمان تبلیغات، ما باید مانند یک ژنرال نظامی و یک جنگ تمام عیار فکر کنیم، اما در بخش تولید یا خدمات مانند یک سازمان اقتصادی؟

به نظرم این موضوع متاثر است استراتژی کلی سازمان و بازاری است که در آن فعالیت می‌کند. ولی اینکه هر دپارتمان می‌تواند نگاه متفاوت‌تری به استراتژی درون سازمانی خود داشته باشد، به نظرم شدنی است و اصولا باید همین شیوه را برگزید و لزوما نیازی به مشابهت استراتژی‌های بخشی و درون سازمانی واحدهای مختلف وجود ندارد.