Menu
نویسنده مطلب : میترا

مطلب مورد بحث:

استعداد واقعی، تسلط بر فرایند حل مسئله است


– در محیط کار شما استعداد را چگونه و بر اساس چه معیارهایی می‌سنجند؟
در محیط کاری که من کار می کنم تا آنجاییکه خودم آزمون دادم و مصاحبه شدم و همچنین جذب نیرویی که تا الان داشتند بر اساس ارتباطاتی که فرد داشته، مکان زندگی و در ادامه رشته تحصیلی، دانشگاه محل تحصیل و نمره کسب شده در آزمون کتبی و مصاحبه بوده و استعداد معیار سنجش نبوده.
– آیا توانایی حل مسئله، به عنوان یک توانایی ارزشمند دیده می‌شود یا در لا‌به‌لای چالش‌ها و مشکلات و دغدغه‌های دیگر گم می‌شود؟
زمانیکه مسئله حل می شه قطعا مسئول مافوق از اینکه می تواند به بالادستی ها پاسخگو باشه خوشحال است اما به نظر من آغازگر تخریب های زیرپوستی میشه زیرا  یکی از علتها می تواند این باشه که مسئول نگران است توجه ها از او به سمت حل کننده مسئله معطوف بشه و کم کم خودش مهره بی اثر بشه به همین دلیل معمولا در کنار تشویق های زبانی بدنبال چند ویژگی هستند که در موقع لزوم بتوانند از آن بعنوان حربه جهت ضربه یا تخریب یا کمرنگ جلوه دادن فرد استفاده کنند. ( این موارد هم برای خودم اتفاق افتاده هم برای افراد بسیار خوش فکری که زبان پرطمطراق و ارتباطات خاصی نداشتند و سعی داشتند به حل مسئله فکر کنند اما متاسفانه بعد از مدتی هر کدام به نوعی از گردونه خارج و یا به حاشیه کشیده شدند)
– اصلاً آیا کسانی را دیده‌اید که وقتی از استعداد و توانایی‌ها و رزومه‌شان حرف می‌زنند، مهارت حل مسئله را هم به عنوان یک نکته‌ی ارزشمند مطرح کنند؟
من ندیده ام و فکر نمی کنم دراداره های دولتی و یا سازمانهای بزرگ غیر دولتی وابسته هم در مصاحبه پذیرای چنین اظهار نظری باشند چون آنها تمام سعی شون را می کنند تا مستخدم را به پایین ترین سطح ممکن برسونند و میزان صبر و برخورد را محک بزنند.
آیا کسانی که مسئله‌های سازمان و کسب‌و‌کار را بهتر حل می‌کنند، جایگاه بهتری پیدا دارند؟
 در سازمانی که من کار می کنم جایگاه بهتری ندارند مگر اینکه بواسطه برخی آشنایی هایی که  در گذشته با برخی افراد خوش فکر یا ریسک طلب داشتند به یک یا دو رده بالاتر بیایند. البته در مجموع تا زمانیکه آن مسئول حمایت کننده خودش ارتقاء پیدا کرده و کاری از دستش بربیاد و بخواهد حمایت کند ارتقاء صورت می گیرد که متاسفانه گاهی اوقات با شیوه های بسیار نادرست اخلاقی همین حمایت منتفی میشه یا بلااثر می مونه.
اگر بخواهید در تیم خود یا در کسب و کار خود، کسانی را جذب کنید که توانایی حل مسئله‌ی آنها بهتر از دیگران باشد، چگونه این کار را انجام می‌دهید؟
سه ماهی است که ۴زیرمجموعه دارم و اختیاری درانتخاب آنها نداشتم . یکی از نکته هایی که در انجام کار به آنها یاد آور شدم این بود که با رجوع به قوانین ، بخشنامه ها و دستورات اداری و  پرسیدن از افراد و . . .  مسئله را تجزیه و تحلیل کنند و در نهایت با جمع بندی و دلیل و برهانی که  نتیجه گیری می کنند پاسخگو باشند اما نه تنها آنها میلی به این کار ندارند بلکه بالادستی ها و باسابقه ها به من متذکر شدند که این کار را نکنم چرا که ممکن است  با پرسش کارشناسان از سایر مسئولین نظراتشون با من یکی نباشه و همین حربه ای بشه برای کارشناسان که ما را زیر سوال ببرند.(بشخصه با این نظر کاملا مخالفم و معتقدم که این کار نه تنها سبب بالا رفتن سطح اطلاعات و آگاهی خود ما میشه بلکه کارشناسها هم به تکاپو می افتند و صرفا یه فرد ماشینی نمیشن که هر چی من بگم همون کار را انجام بدهند )
متاسفانه این پاراگراف در سازمانی که کار می کنم مصداق داره:
“گاهی اوقات هم، مهارت ارتباطی قوی کافی است تا کسی که استعداد چندانی ندارد، خود را به عنوان یک استعداد برتر به یک سازمان معرفی کرده یا تصویر خود را در ذهن مدیران سازمان تثبیت کند و با همین عنوان و به همین بهانه، در مقایسه با سایر همکاران که اتفاقاً استعداد بیشتری هم دارند، امتیاز‌های مادی و معنوی بیشتری بگیرد.”

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟