Menu
نویسنده مطلب : حسین شیرین کام

مطلب مورد بحث:

مانع اصلی در رسیدن به خواسته ها


من الان در آستانه سی سالگی هستم و این مطلب رو میخونم. مدتی هست که متوجه شدم واقعا نمیدونم از زندگی چی میخوام، چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنم؟

آیا واقعاً تشخیص خواسته‌ها تا این حد دشوار است؟ 

بله بسیار دشوار تر از اون که ساده انگارانه تصور کرد میدونم دنبال چی هستم. وقتی به خودم و زندگی خودم نگاه میکنم میبینم انگار مثل ماهی مرده ای هستم در مسیر رود با جریان آب میرم. اینکه نمیدونم واقعا خواست من از زندگی چیه؟ ثروت، قدرت، آرامش و آسایش و کسب موفقیت های شغلی و … به نظر من کسی میدونی دنبال چی میره که وقتی با خودش فکر کنه ببینه به آخر خط رسیده قراره بار زندگیش رو جمع کنه از دست آوردش راضیه یا نه؟ راضی هست به اینکه حساب بانکیش فلان رقم شده؟ راضیه که فلان جا آقا یا خانم مدیر بوده؟ و الخ

منظور از خواسته چیست؟ 

به نظر من خواسته اون نیاز درونی هر آدمیه که وقتی قراره موقع مرگ بهش فکر کنه ازینکه زندگیش رو صرفش کرده پشیمون نشه و آرامش داشته باشه

آیا می‌توان گفت کسی که بداند چه می‌خواهد، اصلاً مشکل انگیزه و انگیزش نخواهد داشت؟

به نظر من این تا حد زیادی میتونه درست باشه همه ما داستان آدمهایی رو که برای خواسته هاشون چه کارهایی خارج از تصوری رو انجام دادن شنیدیم شاید همه در رسیدن به خواسته درونیشون کاملا موفق نشن ولی قطعا جهانی که قبل و بعد از اونها بوده متفاوته چون قدمی هر چند کوچک به سمت خواست درونیشون برداشتن

اینکه خواسته ما از زندگی چی هست شاید نیاز به خود شناسی عمیقی داره و شاید حتی تا مدتها فکر کنیم میدونیم چی از زندگیمون میخوایم ولی بعدا متوجه بشیم که نه اصلا چنین چیزی برامون ارزش نداره همه اینها فکر میکنم جزو ذات زندگیه مهم اینه بریم جلو و بدونیم که هر لحظه باید یاد بگیریم و خودمون رو اصلاح کنیم مطمئنا خواسته های ما با رشد عقلی و روحی مون بالغ تر و پخته تر میشن.