Menu
نویسنده مطلب : چراغی

مطلب مورد بحث:

استراتژی به روایت مایکل پورتر یا هنری مینتزبرگ؟


با سلام،
در مورد جواب سوال ،باید بگم به طور ناخودآگاه از هر دو روش استفاده می شود. شاید بتوان گفت در مسائل اقتصادی ،برنامه ریزی ها و هدفها و دیدگاه بصورت بلند مدت تر هستند ،از دلایل آن شاید ترس از آینده و تلاش برای راحتی و رفاه در سالهای آتی ، وضعیت بی ثبات اقتصادی که باعث بی ارزش شدن دارایی ها وتلاش ها می شود و یا به دلیل احساس نیاز به پول برای تامین نیازها اولیه ،در لایه فعلی زندگی (مطابق طبقه بندی مازلو) و به طوری کلی برایند همه اینها باعث میشود که همیشه برنامه های بلند مدت ،کم ریسک تر برای پس انداز و سرمایه گذاری مد نظر قرار بگیرد ،همانند دیدگاه آقای پورتر .
از طرفی در مسایلی مثل کسب مهارت و اطلاعات تخصصی و شغلی که مورد نیاز است ،بصورت موردی به سمت افزایش مهارت و تخصص شغلی گام بر می دارم ،مثلا هر وقت نیاز به یادگیری یک بحث جدید در کار مطرح شود، موضوع یا مشکل تازه ای در کاری پیش آید که برای یادگیری خود رادرگیر یافتن راه حل می کنم و یا فرصت آموزشی پیش رو قرار گیرد با هدف افزایش سطح مهارت و تخصص در آن شرکت کنم و در دراز مدت ، سمت و سوی تقریبی حرکت ،در جهت افزایش مهارت و تخصص کاری قابل مشاهد است که می توان گفت تا اندازه ای مطابق سبک آقای مینتزبرگ می باشد.