Menu
نویسنده مطلب : نسترن حیدری

مطلب مورد بحث:

مدل T در پرورش دانش و تخصص دانش آموزان و فرزندان ما


سلام.

تمرین ۱ : من الان دانشجوی سال آخر مهندسی کامپیوتر هستم و به رشته م علاقه مندم. چیزی که خیلی بهش علاقه دارم در کنار رشته ی خودم، علم نوروساینس هست که با توجه به اطلاعات کمی که دارم توی ایران خیلی توسعه پیدا نکرده هنوز! اما همیشه از کارکرد مغز و اتفاقاتی که توی مغز میافته شگفت زده میشم و دلم میخواد بیشتر راجع بهش بدونم! به طراحی گرافیکی هم خیلی علاقه دارم و امیدوارم بتونم مهارت های مربوط به این رشته رو هم در آینده کسب کنم.

تمرین ۲: همیشه فکر میکنم اگه یه مدرسه داشته باشم، سعی میکنم از معلم هایی استفاده کنم که با انواع اقسام روحیات انسان و روش های مختلف یادگیری آشنا باشن، تا عدم آگاهیشون در این زمینه ها باعث نشه که به خودشون اجازه بدن بچه های مردم رو به علت موفق نبودن توی فلان درس و فلان تکلیف تحقیر و تنبیه کنند! من با سیستم لوس کردن بچه مخالم ولی با تحقیر و توهین و خرد کردن آدمها هم مخالفم! باید از دانش آموزا کار بکشن، باید به چالش بکشوننشون، باید به آزمایش ها و کارهای عملی و تحقیاتی درست و حسابی بیشتر از حفظ کردن و صرفا فرمول حفظ کردن و چیزهای تئوری بها داده بشه چون همیشه کارهایی که آدم خودش انجام میده و به نتیجه میرسه بهتر توی ذهن میمونه و یادگرفته میشه! سعی میکنم به بعضی مسائل اونقدری سخت گرفته نشه که دانش آموز حس کنه مدرسه براش توی زندانه! مثلا دبیرستانی که من توش درس میخوندم و خب بدیهیه که همه توش دختر بودن و بیشتر معلمها هم خانم بودن و تنها مردای مدرسه، سرایدار و سه چهار تا از معلمای پیش دانشگاهی بودن! بعد باید مقنعه هامون رو در حد خفه شدن تنگ میکردیم یا جوراب بلند میپوشیدیم و مانتوی بدون چاک تنمون میکردیم! من با بی حجابی موافق نیستم ولی توی یه مدرسه دخترونه به نظرم خوبه که زادی بیشتری بدن تا اینکه محدودیت بیشتر ایجاد کنن و هر روز بچه ها رو تهدید کنن که اگه فلان جور بگردید نمره انضباط کم میشه و به خانواده هاتون خبر میدیم و … چون این نوع رفتار خصمانه با یه مشت بچه به نظرم فقط لج اونا رو درمیاره و حس اونا رو نسبت به کل سیستم مدرسه و حتی ذات درس خوندن خراب میکنه!! مدرسه محیط آموزشه! جای کارای احساسی و بچگانه و غیرعقلانی نیست! حتی اگه میخوای مسائل دینی و اخلاقی رو به بچه ها تفهیم کنی راهش تهدید و تحقیر نیست! باید در چارچوب آموزش و به شیوه ی خاص و منطقی خودش باشه…

تمرین ۳ : سعی میکنم علاوه بر خواندن درس های دانشگاه و تلاش برای موفق بودن در دروس دانشگاه و یادگرفتن اونها، یه زمینه رو به عنوان تخصص اصلی انتخاب کنم. مثلا من گرایش سخت افزار میخونم ولی به برنامه نویسی خیلی علاقه دارم. مخصوصا برنامه نویسی وب. خب میتونم وب رو انتخاب کنم و خیلی توش ماهر بشم و درکنارش مطالعات دیگر هم در موضوعات دیگه که مرتبط با رشته م هست داشته باشم و همیشه به روز باشم. البته عمل کردنش به راحتی گفتنش نیست :)) تلاش زیادی میخواد.