Menu
نویسنده مطلب : سعید رمضانی

مطلب مورد بحث:

مشکلات درمان زاد در سیستم‌ها چه هستند؟


فکر کنم اشاره به مطالعه‌ی پزشکی لوزه برای این درس اشتباهه.

 

 

اشکال:

به نظرم رسید نسیم طالب برای اشاره به مشکلات درمان‌زاد نبوده که این مثال رو گفته. بلکه برای اشاره به یه ایده‌ی  «حتما باید یه کاری بکنیم» این مثال رو نوشته(که از تبعاتش مشکلات درمان‌زاده). ایده‌ای که قرار نیست در همه‌ی مواقع، نتایج منفی داشته باشه.

بلکه‌ی در تعدادی از موارد نتیجه منفی داره و وقتی نتیجه‌ش منفی میشه، میشه عبارت Iatrogenic رو براش به کار برد.

برا همین هم قبل ارائه‌ی این مثال، این جمله رو نوشته:

Consider this need to “do something” though an illustrative example.

و تو چند صفحه‌ی قبل این مطلب هم اشاره کرده به مدرنتیه و این که به نظرش مدرنتیه تسلط انسان بر محیطش در مقیاس بزرگ بوده.

که بعدا همین تسلطه باعث شده مردم فکر کنند «میشه کاری کرد»–> پس «یه کاری بکنیم».

چیزهایی که قبلا می‌گفتن خواست خدایان بوده(و به حال خودشون رها می‌کردن تا خود سیستم هضمش کنه) الآن سعی می‌کنن توضیح بدن که دلیلش فلان و بهمان بوده.

 

 

ابهام:

تشخیص نیاز به جراحی، مگه نوعی درمانه؟ مگه تشخیص نیاز به جراحی لوزه، ساده و با مشاهده‌ی خود عضو و با دخالت کم نیست؟ پس چطور می‌تونه خود تشخیص باعث شیوع بیماری بشه؟

با این ابهام‌، به نظرم وقتی خود طالب هم اشاره کرده به morbidity منظورش عوارض جراحی بوده و نه خود روند تشخیص(مخصوصا که چند کلمه بعدش اشاره می‌کنه به عمل جراحی و آمار ۱ مرگ در ۱۵۰۰۰).

 

دلیل بیشتر از متن کتاب:

نسیم طالب در ادامه‌ی کتاب اشاره می‌کنه به ویراستارها و میگه اگه یه متن رو بدین به یه ویراستار، مثلا ۵ تا تغییر تو یه صفحه رو پیشنهاد می‌کنه. حالا اگه اون متن رو تصحیح کنیم و  بدیم به یه ویراستار دیگه که مشهوره به همون میزان دخالت در متن، باز حدود ۵ تا تغییر رو پیشنهاد می‌ده.

تو مثال جراحی لوزه‌ هم نسبت تعداد تشخیص حدود ۴۴درصد بوده در هر نمونه.

یعنی نسیم طالب می‌خواد بگه افراد حتما می‌خوان یه کاری بکنند و این نسبت بین گروه‌های مشابه ثابته.

یه جای دیگه هم اشاره می‌کنه که تو این مثال، یه راه‌حل می‌تونسته این باشه که فقط بچه‌های خیلی مریض رو ببریم پیش دکتر تا تشخیص بده.

 

 

راهکار پیشنهادی:

پیشنهاد میکنم یه مطلب قبل این مطلب درست بشه با عنوان «حتما باید دخالت کرد؟».

و این مثال لوزه + چند خط توضیح نسیم طالب در مورد مدرنتیه و خدایان و رهبری MBA خونده‌ها توش نوشته بشه.

مخصوصا که تو کامنت‌های این مطلب چند مثال رو دیدم که دخالت باید انجام میشده، اما توسط فرد نامناسبی انجام شده و با این ایده‌ی نسیم‌طالب که کل مفهوم دخالت کردن رو در بعضی موارد اشتباه می‌دونه نمی‌خونه.