- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : فرزاد قوام

مطلب مورد بحث:

شخصیت شناسی- ویلیام گلاسر، نظریه انتخاب، تفکر مالکانه و دام کنترل (۲)


*- اصرار خانواده در شرکت در مهمونی  یا مراسمی که علاقه ای به حضور در اون رو ندارم.
– الزام به انجام کار در زمانی که انرژی لازم و حوصله برای انجام اون کار رو ندارم.
–  الزام به داشتن اعتقاد یا باوری از جامعه که به نظرم منطقی و پذیرفتنی نیست.
– انتظار اینکه کسی که دوستم داره بیشترین زمان زندگیم به نحوی مربوط و مرتبط  به اون باشه.

*-  فشار آوردن به جمعی که شنونده حرفام هستن برای همراستا شدن و پذیرفتن حرفام به جهت اینکه من استدلال هام رو کاملا درست و منطقی میدونم.
–  انتظار اینکه کسی که دوستش دارم بیشترین زمان زندگیش به نحوی مربوط و مرتبط به من باشه.

*- شنیدن دلایلم – گفتن دلایل و دادن حق انتخاب به من بدون پیش داوری و اجبار.
استفاده از چند فکر به جای ۲ فکر. (مشورت گرفتن)
نشون دادن  و گوشزد کردن پیامد های رفتاریم و دادن حق انتخاب و نتیجه گیری به عهده خودم.

*- دادن حق اختیار و آزادی  در انتخاب .   متوجه کردن طرف مقابل به پیامد های احتمالی تصمیمش و اینکه در صورت انجام کاری مسئولیت های ناشی از اون رو هم باید به عهده بگیری.
استفاده از چند فکر به جای ۲ فکر. (مشورت گرفتن)

————————————————————–

به نظرم یه جاهایی استفاده از تفکر مالکانه لازمه . مثلا کودکیکه قصد انجام کاری رو داره که منجر به بروز حادثه  میشه رو جلوش رو بگیریم .
البته قبلش باید باهاش صحبت کنیم . درباره پیامد ها و اثرات کارش بهش بگیم .
ولی اگه حاضر به فکر کردن و نتیجه گیری درست نشد باید جلوش رو بگیریم. (البته تشخیص این ها خیلی سخته و بهتره به جای ۲ تا فکر از چند تا فکر استفاده کنیم.  البته استفاده از چند فکر باز هم لزوما به معنی درستیه نتیجه نیست.)