Menu
نویسنده مطلب : علیرضا محمدی

مطلب مورد بحث:

کتاب هدف گلدرت | استفاده از داستان مدیریتی برای آموزش مدیریت


با درود

با توجه به مطالعه ای که سالیان قبل از این کتاب داشتم  ضمن تاکید مجدد به مطالعه آن به خصوص برای مدیران کارخانجات و مهندسین صنایع  چکیده یافته های خود را در خصوص این کتاب عرض می کنم تا اگر احیانا دوستان من قصد داشته باشند این کتاب را تهیه کنند به صورت مقدماتی از محتوای متن آگاه باشند

به این سوال می پردازد که با توجه به اینکه برنامه تولید عموما عمر اولیه کمی دارد و به دفعات باید جریان تولید را اصلاح نمود و یا اینکه مشتری پول نمی دهد حالا ضرورت موضوع نظریه محدودیت ها را مطرح می نماید
به سندروم کارای به شیوه کاملا علمی می پردازد
او تلویخا اشاره می کند که در دنیای هزینه همه می دانند که چه باید کرد و در دنیای بازده همه می دانند که باید چه کاری را نکنند پس باید رویکرد جدیدی را تشریح کنیم و این همان نظریه محدودیت ها است
اینکه در کنار واژه گلوگاه ما یک  مفهوم دیگری به نام مستعار CCR یا منبع با ظرفیت محدود داریم که با  ارتقا و یا تغییر سیاست می توان بهبود داشته باشیم ولی کار دارد و به همین راحتی نیست
اینکه بعضی وقت ها ما  vandering bottleneck داریم یعنی بعضی منابع ذاتا گلوگاه نیستند ولی بنا به دلایلی در یک پریود گلوگاه می شوند
اینکه سیاستهای مدیریت خود یکی از محدودیت ها است
اینکه به سه معیار جالب می پردازد از جمله بازده البته به معنی میزان پولی است که از محل فروش عاید سیستم شده نه تولید
یعنی اگر چیزی تولید کنی و نتوانی آن را بفروشی بازده حساب نمی شه
معیار بعدی دارای است بیانگر کل پولی است که سیستم برای خریدن انچه قرار است به فروش برسد سرمایه گذاری کرده
و هزینه عملیاتی پولی است که سیستم برای تبدیل کردن دارای به بازده هزینه می کند
البته به نظر نمی رسد با سیستم  محاسبه قیمت تمام شده امروز بنگاه های اقتصادی بالاخص تولیدی بتوان وارد مقوله نظریه محدودیت ها شد