Menu
نویسنده مطلب : افسانه

مطلب مورد بحث:

اهمال کاری و به تعویق انداختن و نقش آن در ناشادی ما


سلام و سپاس از این متن عالی.

کمال طلبی باعث اهمال کاری های من هست. بسیاری از کارها رو حتی بعد از انجامش مرور می کنم که کاش اینجور انجامش می دادم یا این حرف رو می زدم یا اینطوری بودم. باعث می شه از لحظه لذت نبرم و مدام در پی اشکال یابی و رفع اشکال باشم.

شادی ها و خوشیهای کوچیک رو از خودم دریغ می کنم چون منتظرم اول به هدفم برسم بعد شادی کردن رو و لذت بردن رو شروع کنم. شادی هایی مثل دیدن یک دوست دوران دبستان!، سفر رفتن و استراحت کردن،‌ گپ زدن با ی دوست و نوشیدن چای، آشپزی کردن و … همه این ها رو گذاشتم تا روزی که اول (به قدر کافی پول داشته باشم، وضعیت استخدامیم ok شده باشه، مدل ماشینم رو بهتر کرده باشم، و …)!!!!

مدتهاست که می خوام سطح دانش زبانم رو ارتقا بدم اما همش دنبال پیدا کردن روش بهینه خودم هستم( فیلم ببینم، کلاس speaking شرکت کنم، دوره تافل اسم بنویسم،‌دوره زبان متمم رو انجام بدم و …) این باعث شده که اصلا این فعالیت رو شروع نکنم چون هنوز راه مناسب رو انتخاب نکردم؟

مدتهاست که دوست دارم دکتری بخونم اما سختی کنکور و مصاحبه و مراحل ورودی باعث می شه بی خیال این موضوع باشم و ترجیح بدم فرداها به این خواسته فکر کنم.

بنظرم می یاد که در همه موارد باید یکی از راه هایی که به نظرم می یاد رو شروع کنم فوقش بین راه که می بینم نمی پسندم روش رو عوض کنم.

کلا که فهرست اهمال کاری بلندی دارم بخاطر کمال گرایی متاسفانه!