Menu
نویسنده مطلب : ابوذر تراز

مطلب مورد بحث:

فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری


من با توجه به حوزه کاریم افراد زیادی رو دیدم که وقتی میخوان کاری رو شروع کنند همش اصرارشون بر اینه که یه جوری باشه که اگه نشد زیاد ضرر نکنن که زیاد ضرر نکردنشون هم تقریبا شامل همه المان های اون کسب و کار می شه مثلا اگه بحث راه اندازی یک فست فود باشه از طراحی فضا و وسایل آشپزخونه گرفته تا المان های مختلف وحتی ابزارهای تبلیغاتی مورد استفاده سعی می کنن در اقل خودشون تهیه کنن البته همشون هم می خوان مک دونالد بشن که در نهایت یک ساندویجی می شن با حداقل استاندارد ها در یک محله نامناسب چرا چون از اول ایدشون اینه که اگه نشد زیاد ضرر نکنن و نتیجه کار هم کاملا مشخصه به قول تی هارو اکر اونا اومدن تا یک کسب و کار شکست خورده رو شروع کنن چون عملا تمام فرضیات براساس روز مرگ کسب و کار ریخته شده که فکر می کنم این می تونه مثاله خوبی باشه برای قانع شدن به تغییر کوچک که عملا دیگه اون نخواهد بود و طبیعتا نتیجش هم اون نخواهد بود و میشه حکایت همون گاوه که نصفش گوساله نمی شه !!

که اتفاقا ازین دست افراد کم هم نیستند کسایی که تفکرهای کاسبی کارمندی دارند و ااز کاسبی فقط اینکه خودشون رییس خودشون هستند رو دیدند و معمولا هم می گن سود زیاد نکردیم مهم نیست فقط ضرر نکنیم !! و فقط این منحصر به راه اندازی کسب و کار هم نیست و این مسئله در سرمایه گذاری هم صادقه