Menu
نویسنده مطلب : مریم محمودی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


من سعی میکنم درمورد هرکدوم از استعدادها حدس دریافت خودم رو بگم . سوالهایی که در این پروژه پرسیده شده رو بطور صریح پاسخ ندادم اما درون متن سعی کردم بهشون پاسخ بدم . در کل بنظرم استعداد استقرا، تحلیل و سیلوگرام فک میکنم کمک خوبی به من در زندگی کرده اند . اما استعداد نگاه رو به جلو نسبتا ضعف من بوده ، من حس میکنم خیلی درک ویژه ای زمان ندارم و به همینن دلیل هم تو زندگی هرکاری رو دیرتر از موقع خودش انجام دادم و این اگرچه که عمقی نگری و خطای کم در تصیم گیری ها از محاسن این نوع نگاه تو زندگی ام بوده  باعث تحمیل یک سری هزینه به من شده است . با این کلیات سعی میکنم در برخی استعدادها با جزییات بیشتری درباره خودم حرف بزنم .
سیلوگرام  
من همیشه زبان خوندن رو دوست داشتم ، اگه بخوام با ملاکهای درس بگم  ، کلمات جدید با سرعت و ماندگاری خوبی توی ذهنم میمونند ، البته وقتی اونو داخل متنی ای فیلمی دیده باشم نه به این صورت که تعدادی لغت به شیوه ۵۰۴ لغت و فلش کارت رو بتونم تند تند حفظ کنم . عاشق پیدا کردن ریشه کلمات و ارتباط برقرار کردن بین معنای تاریخی و فرهنگی اون هستم . کلمه ها رو دوست دارم. به همین خاطر خیلی زود انگلیسی رو تا حد خوبی یاد گرفتم و زبان فرانسه رو هم تا حدی که فرصتم در یک دوره زمانی اجازه داد آموختم .
ملاک دیگه که اگه یه موضوع رو متوجه شم به خوبی میتونم برای دیگران توضیحش بدم ، هم به حد بسیار خوبی در مورد من درست است. همیشه  وقتی هر مطلبی رو با هر درجه پیچیدگی برای هر مخاطبی ( مطلع نسبت به اون موضوع یا غیر مطلع اما علاقمند ) توضیح میدم . با واکنشهای خیلی  خوبی از سمت مخاطب مواجه میشم .
بنابراین فکر میکنم استعداد سیلوگرام بالایی دارم . اگه بخوام رو ی یک طیف بگم  از ۰ تا ۲۰ با تقریب بسیار خوبی ، جایی حدود ۱۸٫۵ دارم.
استعداد نگاه رو به جلو
در مورد اینکه استعداد نگاه به جلو دارم یا نه میتونم اینو بگم که من گذر زمان رو خیلی حس نمیکنم یعنی یه جورایی برای رسیدن به چیزایی که میخوام عجله نمیکنم . این میتونه هم مثبت باشه هم منفی . جنبه مثبتش اینه که میتونم صبر کنم برای رسیدن به چیزایی که میخوام، جنبه منفی اش اینه که آدم کندی شناخته شدم یعنی در واقع هستم و این خیلی وقتا بهم ضرر میرسونه .
توانایی کار با اعداد
من برخی از این استعدادهایی که در بخش بالا ازونا حرف زده شد رو در بچگی بیش از الان داشتم . یعنی گویا که از یه جایی به بعد که دیگه تست های هوشو غیره جذابیتشونو برام از دست دادن و بعدا هم در زندگی روزمره به کارم نیومدند،  ذهنم هم تصمیم گرفت خیلی روی اعداد تمرکز نکنه . اما بازهم با کمی تمرکز سرعت بدی ندارم . در هرسه دسته مطرح شده در متن درس فکر میکنم متوسط به بالا باشم اگر تمرکز کنم .
استعداد موسیقی و تشخیص صدا
باتوجه به تستهایی که دردرس بود من خیلی در این زمینه استعداد ندارم . از موسیقی لذت میبرم و کلام موسیقی ها خیلی خوب تو ذهنم میمونه اما ملودی ها و تفکیک اونها نه .
استعداد استقرا
استعداد استقرا به نظرم در علوم به معنای science بسیار به کار می آید . بنظرم هنر مهمترین نظریه پردازان همین تشخیص روندها ست و  تعمیم آنها از یک حوزه به حوزه های دیگر با رعایت شرایط لازم میتونه خیلی به تشخیص روندها کمک کنه . من استقرا رو بیشتر به معنا ی مهارت شناختم تا استعداد ، یعنی یادم نمیاد که در بچگی چطور بودم اما حس میکنم هر چه میگذره مهارتم بیشتر میشه در این حوزه . حالا نمیدونم همون استعداده که پرورش یافته یا مهارتی است که کسب کردمش.  
ایدیوفوریا
من در یه حوزه هایی خیلی زود ایده هایی به ذهنم میرسه . مثلا درموردکیف کفش یا لباسی که تو فروشگاه میبینم وایمیسم و میگم اگه اینجاشو اینجوری میگرد  اونجوری میکرد بهتر میشد یا این حسو میداد و غیره ولی در مورد چیزای دیگه بیش از اینکه خیلی زود ایده ای برای تغییر به ذهنم برسه ، سعی میکنم کلیت چیزی که باهاش مواجه شدم رو به خوبی درک کنم و نگاهی باعث شده طراح یامدیر یا کسی که اون کارو کرده کشف کنم  ،بنابراین در این معنایی که شما گفتید لبریز از ایده نیستم خیلی طول میکشه تا بخوام نظم موجودی رو بهم بزنم همش فکر میکنم دلیلی داشته که این نظم برقرار شده و پایدار مونده .
گرافوریا
اساسا من در خوندن سریع نیستم. وفتی نوجوون بودم خیلی کتاب میخوندم اما بازهم زود تمام کردن کتابهایم به خاطر سرعتم نبود بلکه به خاطر شیفتگی که به اون کتاب داشتم و تا تموم نمیشد دست از سرش برنمیداشتم بود نه به خاطر سرعتم .
توانمندی تحلیلی
من فکر میکنم تو این استعداد خیلی خوب باشم . من خیلی خوب میتونم نظم منطقی و پنهان موضوعات رو تشخیص بدم و بهتر از اون میتونم نظمی رو که تشخیص دادم رو به دیگران توضیح بدم و به تبع همین ویژگیها اگه کسی حرفای بی سر و ته یا منطقا ناسازگار بزنه خیلی زود باگ سیستم منطقی که چیده رو میتونم دربیارم و مقهور کلمات ناآشنایی که به کار میبره نشم . موقع درس خوندن هم همیشه حتی از دوران مدرسه سعی مسکردم نظم و منطق بین مطالب رو  کشف کنم به جای حفظ کردن . برای همین همیشه با خوندن حجم کمتری از کل مطالب , چون منطقش رو فهمیده بودم نمره های نزدیک به کامل میشد
حالا هم در خوندن نظریه ها ی ادم ها ساده تر ناسازگازیهای درونیش رو متوجه میشم یا وقتی برای انجام کارها نیاز است ابعاد پروژه, مراحل کار و سایر موارد رو طراحی کنیم من با بینش خوبی این کار رو انجام میدم
حافظه طراحی
حافظه طراحی ام نسبتا بد نیست مخصوصا اگر از قبل بدانم که قرار است بعدا شکل اون جا رو رسم کنم یا فایده ای داشته باشه . کروکی کشیدنم بد نیست و تشخیص موقعیت جغرافیایی که تازه واردش میشم . یا توی اتوبانها میتونم حدس بزنم که کجا رو برم . البته نه همیشه . گفتم که نسبتا خوبم .
تفکیک رنگها
 
فکر میکنم تو این استعداد متوسط به بالا هستم یعنی قالب رنگها رو میتونم تونالیته مختلفشون رو تا جایی که حدود ۲۰ درصد متفاوت باشن تشخیص بدم اما در مورد رنگهای شبرنگی خیلی راحت تفاوتشون رو تشخیص نمیدم . اینارو از یه آزمون اینترنتی تفکیک رنگ متوجه شدم . بسیار هم به رنگها علاقه دارم . اما معولا در هر طیف رنگی یکی دوتاش رو میپسندم و هربار به صورت غیر ارادی سراغ همون توناژ میرم .