Menu
نویسنده مطلب : احمد بیگدلی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


من در کل آدم با استعداد و هوشمندی هستم.
استعدادهای من به صورت کاملا نا متقارن در وجودم از طرف حضرت باریتعالی به ودیعه گذاشته شده است.
قبل ترها که کمتر ذهن و روحم شکل گرفته بود در خیلی از مسایل مورد علاقه ام بیشتر عمیق می شدم و از سپری لحظات لذت می بردم.
من یک انسان کاملا راست مغزم. یعنی می توانم بگویم ۹۰ درصد راست مغز و ۱۰ درصد چپ مغر
(البته اگر مغزی با این امواج باقی مانده باشد)
من از تحلیل اوضاع ، شرایط و همه چیز حذ می برم البته نه تحلیل الکی دولکی بل تحلیلی در اندیشکده های تحلیل بین الملل آمریکای جهانخوار
این یعنی من مدت های  مدیدی از ساعات زندگیم را در هپروت سپری می کنم و غرق خودم هستم.
تسلط انگشتان من عادی است استعداد موسیقی من کمی کمتر از متوسط است.
زمانی که رفتم کلاس کر اصلا خیلی از تفاوت ها را نمی شنیدم و تعجب می کردم از واکنش دیگران ! تازه بهم گفتند از ما دور شو تو گوش موسیقیایی نداری! واقعا نداشتم.
توانایی من عجیب است. چشمانی بسیار تیز بین ولی ضعیف دارم.
یعنی در زمان کوتاه و با تمرکز همه چیز را با دقت بالا می بینم ، حتی کوچکترین جزییات و تفاوت ها، در هر فاصله ایی.
اما زود چشمم خسته می شود و نمی توان زیاد ازش کار کشید. پس معلوم است که من بلند مدت نمی توانم مطالعه کنم. پس معلوم است علم لغت شناسی فارسی و لاتین من قوی نیست.
اگر روی یک رنگ تمرکز کنم کوچکترین اجزا تشکیل دهنده آن را هم درک می کنم ولی چون در مدت زمانی طولانی چشمانم خسته می شوند اکثر اوقات  به اطراف ، رنگ ها و نوشته ها بی توجه می شوم.    به همین دلیل بعد از سه ماه کار کردن در یک کارگاه لباس رنگ کنی در خاتون آباد تهران از آنجا خداحافظی کردم.
به همین دلیل خستگی چشم که بعدا معلوم شد تنبلی چشم هم  بوده و البته درمان گردید باعث شده تا به املا و نحوه نگارش به اندازه کافی دقت نکنم و البته شاید هم استعداد خاصی هم در این زمینه نداشته باشم.
نکته جالب این است که اگر کتابی با ۵۰۴ کلمه به من بدهید نمی توان برای مدت طولانی یادشان بگیرم اما اگر این لغات  تاریخچه و تحلیل خاص زبان شناسی پشتشان  باشد در کمترین زمان برای همیشه در خاطرم خواهند ماند.
من در مورد هر موضوعی سرشار از ایده هستم و می خواهم در آینده ایی نچندان دور یک Strategist  مطرح در سطح بین الملل شوم چون در هر موضوع سرشار از ایده برای Stepping Forward هستم.
در مورد حافظه طراحی و استعداد تجسم فضایی در کلاس های دانشکده مانند نقشه کشی صنعتی ۱و ۲ چیز خاصی از خودم بروز ندادم که احتمالا استعداد ویژه ایی در این زمینه ها ندارم.
در صورتی که بخواهم نکته جالبی را در مورد یک پدیده درک کنم در اعداد نابغه هستم و در محاسبات عددی خدایی می کنم اما اگر قرار باشد یک گزارش انبار تهیه کنم ، موجودی انبار چک کنم و یا آمار تولید بگیرم خیلی دردم می آید. پس یعنی مملو از بی دقتی عمدی و غیر عمدی که البته این بخش عمده ایی  از کار روزانه این روزهای من است .
در کل اساتید من در دوره های مختلف تحصیل به من گفته اند که مغز تو اغتشاش دارد. البته چه داشته باشد و چه نداشته باشد روندها و الگوهای تقلیدی ناقص الاجرا اذیتم می کند.
من با استقرا خیلی از مطالبی که دیگران شاید زمان زیادی از آن بگذرد و از درکش عاجز باشند به راحتی تحلیل و استخراج می کنم.
 
مطمئنا تحلیل کردن به همراه شهود قوی ترین استعداد من است که این موضوع تیپ شخصیتی من را به ENFP   نزدیک کرده است.