Menu
نویسنده مطلب : جواد خوانساری

مطلب مورد بحث:

درباره مصرف پلاستیک و حفظ محیط زیست | تجربه‌ ذهنی


شما چگونه فکر می‌کنید؟ به نظرتان نگاه سیستمی در این وضعیت، واقعاً چه حکم می‌دهد؟
در ابتدا بگویم این اوج تفکر ضد سیستمی است که یک نفر (فیلسوف حاکم) باید برای سیستم کلان اجتماع تصمیم بگیرد. بگذریم.

مشکل فیلسوف‌آباد (عجب اسم با مسمایی!) از وقتی شروع می‌شود که با افزایش حساسیت نسبت به حفظ محیط زیست و استفاده از مواد تجزیه‌پذیر، مصرف بسیار بالای پلاستیک، مورد توجه همه قرار گرفته و مردم از قانون‌گذاران می‌خواهند تا در این زمینه فکر کنند. قانون‌گذاران هم نزد حاکم می‌روند تا دیدگاه او را بپرسند و سپس، همان را به عنوان قانون اعلام کنند.

قانون‌گذاران فیلسوف‌آباد فکر می‌کنند مصرف بالای پلاستیک از جنس مشکل در سیستم است و با دستور حاکم و تبدیل آن به قانون می‌توان این مشکل را برطرف کرد. در حالی‌که به نظر من این مسئله از جنس مشکل سیستمی است و به شبکه‌ای از عوامل (تغییر سبک زندگی، رواج افراطی مصرف‌گرایی و..) بستگی دارد.

طرز تلقی حاکم نسبت به مسئله‌ی مصرف بالای پلاستیک، نشان‌دهنده‌ی تفکر غیرسیستمی اوست. او حکم می‌کند:

بر مصرف پلاستیک عوارض وضع کنید: هر وسیله‌ی پلاستیکی باید مشمول عوارض ویژه شود.
از بطری‌های پلاستیکی، از گوشی‌های موبایل با بدنه‌ی پلاستیکی، از نی‌های نوشابه، از لیوان‌های یک‌بارمصرف پلاستیکی، از لباس‌های دکمه‌دار و از هر چیزی که در آن پلاستیک به کار رفته، به نحو مقتضی و مناسب [او همیشه این عبارت را در آخر حرف‌هایش می‌گفت] عوارض بگیرید.
این عوارض، صرف کمک به گروه‌های زیست‌محیطی شود تا خسارت‌های ناشی از پلاستیک، به نوعی جبران شود.

با توجه به کلی و فرمایشی بودن حکم حاکم، اولین واکنش احتمالی به آن، افرایش قیمت وسایلی است که در آن‌ها به هر نحوی پلاستیک به کار رفته است، چرا که تولیدکنندگانِ پلاستیک، هزینه‌ی عوارض را در قیمت تمام‌شده‌ی محصولات‌شان لحاظ می‌کنند. موج تورم ایجاد شده به حوزه‌های دیگر سرایت می‌کند و در نهایت به ضرر مصرف‌کننده‌ی نهایی پلاستیک تمام می‌شود. نتیجه آن که سیاست تنبیهی حاکم عملاً تأثیر محسوسی بر کاهش مصرف لوازم غیرضروری پلاستیکی نخواهد داشت.

اوج تفکر ضدسیستمی حاکم وقتی است که برای خالی نبودن عریضه (از سیاست تشویقی) تبصره‌ای به حکم خودش اضافه می‌کند و می‌گوید:‌

هر فرد یا زوجی که فرزند ندارند، از پرداخت این مالیات معاف شوند. آن‌ها بزرگ‌ترین خدمت را به حفظ محیط زیست کرده‌اند. چون نه‌تنها از گرمایش بیشتر زمین جلو‌گیری کرده‌اند، به اندازه‌ی همه‌ی نسل‌هایی که قرار بود از فرزندانشان پدید بیاید و پلاستیک مصرف کند، صرفه‌جویی کرده‌اند.
عمر پلاستیک بسیار طولانی است و آن‌ها به اندازه‌ی ده‌ها نسل پس از خود – که دیگر به وجود نمی‌آید – صرفه‌جویی کرده‌اند. اگر تمام وسایل‌شان را هم از پلاستیک بسازند، در کل خدمت بزرگی به بشریت کرده‌اند.

حاکم رابطه‌ی میان نداشتن فرزند با مصرف کم‌تر پلاستیک را رابطه‌ای علت و معلولی دیده و برای همین تبصره‌ی تشویقی بالا را افزوده است. غافل از آن‌که رابطه‌ی مذکور از جنس هم‌بستگی است که علت آن می‌تواند چیز دیگری (افزایش سطح تحصیلات) باشد.
اگر شما – به عنوان کسی که با تفکر سیستمی آشناست – در جمع نمایندگان بودید، چه می‌گفتید و در سخنرانی خود، به چه نکاتی اشاره می‌کردید؟

با توجه به موارد ذکر شده در بالا، اگر من در جمع نمایندگان فیلسوف‌آباد بودم پیش از هر اقدامی، می‌کوشیدم (با علم به دشواری‌های آن) اصول اولیه‌ی تفکر سیستمی را در جمع همتایان خودم رواج بدهم. و نیک می‌دانم که در برابر پذیرش تفکر سیستمی مقاومت‌های زیادی خواهد شد. اما گریزی از آن نیست. همه‌ی ما نمونه‌های فراوانی را سراغ داریم از سیاست‌گذارانی که فاقد تفکر سیستمی بودند و با تصمیم‌های خود لطمه‌های جبران‌ناپذیری به سیستم اجتماع زدند.

و فکر می‌کنم وقتی در جامعه‌ای نه تنها نمایندگان و تصمیم‌گیران بلکه عموم اعضای آن با اصول تفکر سیستمی آشنا باشند هرگز مجالی برای بروز و ظهور تک‌صدایی شکل نخواهد گرفت. ریشه‌های تفکر خطی به تدریج خواهد خشکید و مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه بر مبنای تفکر آینده‌نگر و نه راه‌کارهای مقطعی و موقتی چاره‌اندیشی خواهد شد. و فیلسوف‌آباد واقعی از نظر من چنین جامعه‌ای است.