Menu
نویسنده مطلب : علی جریته

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


ما می‌توانیم یک «ساز» را به‌عنوان یک سیستم در نظر بگیریم. در اینجا من «سه‌تار» را مثال می‌زنم. بدیهی است که هدف اصلی این سیستم تولید صدای مطلوب است و هدف ثانویه آن هم امکان نوازندگی راحت (بحث ارگونومیک بودن ساز). اگر از بیرونی‌ترین لایه بخواهیم شروع کنیم، به نقاط مرزی این سیستم می‌رسیم که مجموعه عوامل ظاهری ساز است؛ فاکتورهایی چون متناسب بودن تزئینات ساز، کیفیت رنگ ساز، کیفیت پرده‌بندی ساز، وزن ساز (آنچه به‌اصطلاح در مجموع «صنعت» ساز خوانده می‌‌شود). این موضوع اولین ارتباطی است که فرد از طریق بینایی و لامسه با ساز می‌گیرد؛ قبل از اینکه صدای آن را بشنود. نقاط کلیدی این سیستم برمی‌گردد به کاسه‌ و دسته‌ی ساز و مهم‌تر از این دو، صفحه‌ی ساز. در توصیف کلیدی‌ترین نقطه‌ی این سیستم این نکته جالب توجه است که ساز بسیاری از سازندگان مشهور کلا توسط شاگردانشان (زیر نظر استاد) ساخته می‌شده و استاد صرفاً صفحه‌ی ساز را می‌ساخته و روی ساز نصب می‌کرده و قطرش را تنظیم (رگلاژ) می‌کرده  است. اما نقاط اهرمی ساز که به ظاهر کوچک‌اند اما تاثیر مهمی دارند، عبارتند از جزئیاتی چون خرک ساز، سوراخ‌های روی صفحه، جنس و ضخامت سیم. و البته که این نقاط اهرمی زمانی کارایی خود را نشان می‌دهند که در نقاط کلیدی وضعیت مطلوبی داشته باشیم. گاهی اوقات تغییر خرک ساز (از حیث شکل و جنس چوب و میزان تماس با صفحه)، تاثیر قابل توجهی در کیفیت صدای ساز دارد و این دقیقاً خصلت یک نقطه‌ی اهرمی در یک سیستم است.