Menu
نویسنده مطلب : هادی آقازاده

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


موضوع: انتخاب رشته کنکور کارشناسی
من زاده ی یک شهر مرزی (نزدیک مرز ترکیه)، هستم. شهری که در دانشگاه کارشناسی قبول شدم، بهشهر بود. دانشگاه علم و صنعت ایران واحد بهشهر…. که ۱۸ ساعت از محل زندگی من فاصله داشت.
من در کنکور کارشناسی رتبه ام ۴۸۰۰ شد. می توانستم در یک رشته خوب و معقول در دانشگاه تبریز قبول بشوم با این حال به دلایلی که ذکر خواهم کرد، بهشهر را انتخاب کردم. در چهارسالی که در بهشهر بودم، بسیار سختی کشیدم و هرچند که الان نگاه می کنم، می بینم آن سختی ها، واقعا مرا از یک پسربچه ی سوسول، به یک انسان پخته تر نسبت به گذشته تبدیل کرد و نیز رشته ای که اگر بهشهر نمی رفتم، نمی توانستم در آن تحصیل کنم (مهندسی صنایع) برایم بسیار دوست داشتنی شد، اما فضای دانشگاه و شهر و… درد و رنج کلی که عایدم شد، برایم اصلا جذاب نبود و لذا می توانم چنین تصمیمی را اشتباه قلمداد کنم. حتی اگر این سختی ها را کنار بگذارم و بگویم نتیجه تصمیم درست بود و خوب، با این حال، فرآیند تصمیم گیری من کاملا غلط بود و لذا می توانم بگویم این تصمیم قطعا اشتباه بوده است. (این به آن در که نتیجه تصمیم با فرآیند تصمیم لزومی ندارد یکسان باشد) در ذیل دلایلی که چنین تصمیمی را آن موقع گرفتم، شرح می دهم:
دلیل اول اسم خود دانشگاه علم و صنعت بود.
دلیل دوم توصیه پسرعمویم بود که برق شریف خوانده بود و آن موقع ساکن استرالیا بود
دلیل سوم عدم کسب اطلاعات واقعی قبل از اقدام بود
دلیل چهارم عدم تفکر در مورد نتایج محتمل و گزینه ها، حتی قبل از اعلام نتایج بود.
اگر به آن روزها برگردم، بر اساس درس آموخته های تصمیم گیری  به هادی آقازاده ی آن روزها توصیه می کنم:
۱-    هادی، بدان که چنین تصمیمات بزرگی را نمی توان با سیستم نوع یک تصمیم گیری گرفت
دانیل کانمن را که نمی شناسی… نصف عمرت در فناست… او می گوید ما بنی بشر بر اساس دو سیستم مجزا تصمیم می گیریم.
سیستم نوع اول شهودی است، سیستم نوع دوم تحلیل گرانه….
این تصمیمی نیست که بخواهی با شهود و دل به دریا زدن بگیری اش… این را داشته باش تا توصیه های بعدی را بکنم…
۲-    مقهور هیچ قهرمانی نشو.
درست است پسرعمویت، آدم تحصیل کرده ای است ولی آن هم یکی از گزینه هاست. نباید اسیر آخرین اطلاعات کسب شده شوی. نباید سوگیری خاصی به هیچ قهرمان خاصی داشته باشی
بهترین راه این است که کاغذی جلوی خودت بگذاری و با استفاده از مشاوران فرضی، که در تصمیم گیری قبول شان داری، به حرف هایشان گوش کن و برای هر کدام وزن عددی تعیین کن و سعی کن، تصمیمت، برآیند کل نظرات مخالف و موافق برای هر گزینه محتمل باشد.
۳-    برو و از نزدیک ببین
می دانم آن موقع حتی نمی دانستی تویوتا چیست و اصلا تفکر ناب و این بحث ها را نمی شناختی ولی خب، بدان که این ژاپنی ها، جمله ای دارند که می گوید، برو و از نزدیک ببین. گنچی گونباتسو
تکیه کردن بر حرف این و آن و صرفا مشاهده ی عکس های صدبرابر زیبا شده ی دانشگاه و سردر دانشگاه خوب نیست. شناخت فرهنگ مردمی که قرار است ۴ سال با آنها زندگی کنی خیلی مهم است… حتما از آدم های محلی پرس و جو کن و مزیت ها و عیوب آن شهری که می خواهی انتخاب رشته کنی را بشناس.
۴-    انواع گزینه ها را قبل از اینکه به ددلاین نزدیک شوی بررسی کن
لازم نیست منتظر بمانی تا نتایج اعلام شود… رتبه تقریبی ات را با احتمال ۹۰ درصد دقت می دانی، پس قبل از اعلام نتایج تمام گزینه ها را بررسی کن.
می دانم که اسیر خطای ذهنی «اعتماد به نفس بیش از حد» هستی…. هنوز هم هستی… نگو که نیستی…
به خودت بیشتر از آنچه مردم درباره ات فکر می کنند اعتماد داشته باش اما کمتر از آنچه که خودت در مورد خودت اعتماد داری، در مورد توانایی های ذهنی ات اعتماد داشته باش.
این اعتماد بیش از حد، فرسوده ات می کند و نمی گذارد شفاف فکر کنی و بر اساس واقعیت ها تصمیم بگیری…
بهترین توصیه ام به تو، استفاده از قلم و کاغذ است… آن موقع لپ تاپ نداشتی… بمیرم برایت… خب کاغذ که داری… پس روی کاغذ فکر کن. از استیک نوت ها استفاده کن و بدان هیچ کس قرار نیست به جای تو تصمیم بگیرد.
خودت باید تصمیم بگیری و بدان که هر تصمیمی که گرفتی چیزی از دست می دهی و چیزی به دست می آوری بنابراین تصمیمی نیست که چیزی از دست ندهی…
ببینم چه می کنی….
 

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟