Menu
نویسنده مطلب : حمید

مطلب مورد بحث:

انواع سوال و شیوه سوال پرسیدن در تعارض‌ها و اختلاف‌نظرها


 با سلام
 یک مدیر پشتیبانی داشتیم که برای مدیریت مجموعه کاری، در جزیی ترین کارهای مجموعه  دخالت می کرد به طوریکه  بسیاری از اختلافاتی که باید توسط  مجموعه زیر نظرش  اداره می شد به واسطه او  مدیریت می شد بنابراین اگر بین مجموعه همکاران  در رابطه با موضوعی ابهامی پیش می آمد افراد با خود مدیر، آن را حل و فصل می کردند و این وضعیت گاهی اوقات باعث رنجش و کم رنگ کردن  نقش  مجموعه  افراد زیر نظرش می شد.ارجاع جزیی ترین موارد به این مدیر باعث شده بود که وقت زیادی از او به خاطر مسائل  جزیی گرفته شود. به خاطر مراجعات کاری زیاد افراد خود به خود اختلافات و تعارضات همکاران نیز در این سطح به این مدیر می رسید و او  چون معمولا نقش حکم را ایفا می کرد برای نقش آفرینی و حکمیت به اطلاعات اضافی نیازداشت و خودبه خود شیوه اطلاع گیری های پنهانی از افراد در مجموعه  مرسوم شد نتیجه  این  مدیریت ،بوجود آمدن  جو بی اعتمادی بین مجموعه همکاران و سبقت در برخی از همکاران در رده های پایین شغلی برای  این نقش آفرینی بود. در مدیریت اخلافات  معموملا از نقش حکمیت استفاده می شد  و طبیعی است که در این شیوه” آنان که به این درگه نزدیک ترند مقربترند”.