Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

مصداق یا مثال؟


مثال ها در ترجمه منظور گوینده، نقش حروف مشترک ولی کاتالیزوری مفید را بازی می کنند. مثال تمام و کمال مفهوم کاملی نیست ولی نمونه تمام و کمال میتونه مستقیما در حقوق صفات و قیودی که بهش نسبت میدهیم، دخل و تصرف کنه لذا، در ابراز مواردی که به نمونه اشاره داریم همانقدر باید محتاط بود که در یافتن ارتباط مفهومی و تجانس در ابراز مثال ها.

در بین نوشته های شخصی من، تحریرهایی هست که میشه مصداقی از متونی باشه که خوانده ام. این طبیعیه که زمینه فکری هر فرد، بر اساس داده های مطالعه شده وی شکل گرفته باشه. به قول معروف از سبو آن ترود که در او است و ما سبوی ذهن را از مطالبی که مطالعه می کنیم، نه اینکه فقط و صرفا می خوانیم، می انبازیم. در بین دست نوشته ها، مطالبی که از موضوعات متمم برداشت شده یا حسی که به مطالب دارم ولی بیشتر کشش به نوشتن اونها به غیر از حالت نثر دارم، منو به چالش وا میداره و تصمیم دارم از این به بعد منبعی را که مصداق نوشته ام گرفته ام، معرفی کنم.

طبق قوانین متمم و سایر منابع اطلاع رسانی، رعایت حقوق ارائه دهنده مفاهیم و اطلاعات، الزامی است و من ترجیح میدهم گرچه مطالب را عنوان نمی کنم ولی برداشتم را با قید منبع ذکر کنم، البته با حفظ و رعایت قوانین این سایت.

شاید معمول نبودنِ اشاره زیاد به یک منبع و جبهه گیری در برابر مفاد یک برداشت شخصی، این رفتار را به یک چالش بدل کنه ولی آیا یک عرف معمول میتونه نقض کننده حقوق طبیعی منابع علمی و اطلاع رسانی باشه؟