Menu
نویسنده مطلب : مهتا مستوفی راد

مطلب مورد بحث:

تفکیک تجربه ها به رویداد و احساس و تفسیر - از ضروریات افزایش عزت نفس


رویداد: بعد از ۲ سال رابطه عاطفی متوجه شدم آنطور که باید طرفم با من راستگو نبوده، متعهد نبوده، سعی می کنه که متعهد بشه اما براش سخته و تمام این مدت من احساس می کردم همه چیز درست و خوب پیش می رود. او تحصیل کرده، خانواده دار، دست و دلباز، مهربان و … هر ویژگی که همیشه دنبالش بودن را داشت، بزرگترین مشکل او این بود که نمی دانست هدفش در زندگی چیست، رو هوا بود همه چیز

احساس: تحقیر شدن، خشم، بی اعتمادی، حسرت خوردن اینکه چرا اینجوری شد، من باید بسوزم و بسازم تا شاید او راهش را پیدا کند،

 

تفسیر: دیگر تمام شد، من تا آخر عمر تنها می مانم، دیگر کسی مثل او پیدا نمی شود،  من نمی توانم هیچ وقت او را از زندگیم بیرون کنم، در آینده باید شاهد رابطه او با کس دیگری باشم، احساس می کنم واکنش تند من به این ماجرا باعث خراب شدن همه چیز شد

 

تفسیر الانم:

حتما صلاح در این بوده که الان با هم نباشیم، خدارو شکر که رابطه طولانی تر نشد، الان زمان مناسبی است که واقعا خودم را پیدا کنم و ببینم واقعا از زندگی چی می خواهم،یا این رابطه به کل تموم می شه که در آخر به نفع جفتمون بود یا به شکل درست و صحیح با هم بر می گردیم. با مطالعه زیاد متوجه شدم که در خیلی از جاها رفتارهای غلط من باعث رفتارهای او میشد، من خود واقعی ام نبودم (نظرات اطافیانم به مرور جایش را به نظرات واقعی خودم داده بود) ولی از او توقع داشتم که با من واقعی و رو راست باشد وقتی که همه چیز را به من می گفت من واکنش تند و بچه گانه ای از خودم نشان می دادم که الان متوجه می شود به دلیل کمبود عزت نفسم بوده است.