Menu
نویسنده مطلب : مریم نجفی

مطلب مورد بحث:

عوامل و موانع پرورش و شکوفایی استعدادها


برای من سوالهای چالش بر انگیزیه.

من توی تمام دوران زندگیم هیچوقت به استعدادام فکر نکرده بودم . بیشتر به علایقم توجه کردم و اینگه چه چیزی با منطق و احساسم جور درمیاد ( هر دو با هم ) . توی زندگیمم همیشه یه شعار خوب داشتم که چیزی وجود نداره که بخوام و نتونم بهش برسم . کافیه انتخاب کنم … و بعد قطعا بهش میرسم چون تمام تلاشمو میکنم . البقه قابل گفتنه که اگه تصمیم به کاری بگیرم به نسبت بقیه که تو اون زمینه همین تصمیمو گرفتن جزء بهترینام و این نیست که ته جدول باشم.

همیشه توی مدرسه ( هنرستان فنی ) یا حتی دانشگاه با اینکه از بقیه کمتر درس میخوندم نمره هام هم سطح و حتی بهتر از بقیه بود.

یه دوره کوتاه طراحی شرکت کردم که بنا به شرایط زندگیم با اینکه بهش علاقه داشتم نتونستم ادامش بدم ولی جزء بهترین های کلاس بودم.

توی محیط کارم توی هر قسمت و زمینه ای که قرار گرفتم بهترین عمل رو داشتم.

برای یادگیری زبان انگلیسی با وجود تنفری که ازش دارم وقتی برای غلبه بر این تنفرم کلاس ثبت نام کردم و بین هم کلاسی هام جزء بهترینام.

برای دادن کنکور هیچوقت به خودم سختی ندادم ولی همیشه تراز خوبی داشتم ( کنکور کاردانی ازاد و سراسری . کنکور کارشناسی ناپیوسته ازاد و سراسری . کنکور کارشناسی پیوسته ازاد توی یه رشته که حتی رشته تحصیلیم نبود ) و توی تمامش رتبه خوبی داشتم.

برای اینکه بتونم استعدادامو شناسایی کنم با وجود تفکر و تجربیاتی که داشتم خیلی مشکل دارم و خیلی برام سخته… چون موضوع زندگیم فقط بسته به انتخاب بوده اینکه انتخاب کنم میخوام یا نه.و حالا توی استعدادا حس میکنم فقط علایقم میتونه باعث بشه یکی رو انتخاب کنم نمیدونم واقعا چجوری اون استعدادو شناسایی کنم.

( چقدر انتخاب و شناساییش برام سخته )