Menu
نویسنده مطلب : محمد وفایی

مطلب مورد بحث:

راسل اکاف، تفکر سیستمی و هدفهای ضمنی


یک شیوه تحلیل که من و تو نمی‌فهمیم و شاید خودشان هم آگاهانه ندانند، اینها را به نتیجه رسانده که مثلاً شش بچه داشته باشند. نه سه تا و نه بیست تا! باید به دنبال آن دلیل باشیم. تو مردم هند را با استاندارد آمریکایی مقایسه می‌کنی و فکر می‌کنی اینها تکنولوژی پیشگیری ندارند

نکته جالب اینجاست که همین اتفاق نه تنها در سیستم‌ها بلکه در روابط فردی ما هم به همین شکل می‌افتد. یعنی ما در روابط خود با همسر، همکار، مدیر، کارمند، فرزندان، دوستان و سایر افراد حرفهای آنها و رفتار آنها را با توجه به منطق و پیش بینی‌ها و اطلاعات ذهنی خودمان بررسی و تحلیل می‌کنیم و بر روی آنها برچسب منطقی و یا غیر منطقی و درست و غلط میزنیم.

این در حالی است که آنها آگاهانه یا ناآگاهانه بر اساس منطق و تحلیلی که در وجود خودشان هست آن رفتار و یا گفتار را انجام داده‌اند. و حتی گاهی دقیقا مانند سیستم ها ممکن است طرف مقابل شما نداند که دلیل اصلی حرفی که زده چیست و از چه عمق مسئله ای شکل می گیرد.

موفق ترین افراد در ارتباطات کسانی هستند که به جای بررسی دقیق و کلمه به کلمه جملاتی که طرف مقابل می‌گوید به نیازها و عمق مسئله آنها پی برده و به جای خواسته‌ها نیازهای آنها را بررسی می کنند.

چنانکه در کتاب ارتباط بدون خشونت می خوانیم باید برای ایجاد یک ارتباط بهتر و موفق‌تر به جای توجه به خواسته های طرف مقابل و جملاتی که بر زبان می‌اورد نیازهای اصلی او را که باعث ارائه این جملات و درخواست خواسته ها می شود پیدا کنیم.