Menu
نویسنده مطلب : محمد علی هشیار

مطلب مورد بحث:

هزینه های غیرقابل بازگشت یا Sunk Cost


Sunk Cost  در زندگی شخصی

اولینش زمان گذاشته شده برای گرفتن نمره ی عالی در دنشگاه چون عملا اون چیزیکه مهمه یک قسمت خاص از علم هست البته بعضی رشته ها ماهیتشون ین هست که باید همه چیز را دانست اما بعضی رشته ها کافی یک مبحث خاص رو دونست

دوست یابی در محیط مجازی و لایک کدن هایی که عملا بیشتربرای رقات هست شاید اون هایی که اعدادشون به کیلو میرسه هرگز محیطی برای هم اندیشی را دنبال نمیکنند و هزینه ی زمانی داره از دست میره وبدون هیچ ملاک و استانداردی برای دوست یابی

 

مثال سوم ندارم

Sunk Cost در محیط سازمانی

به نظر من بازاریابان شرکت ها از این نوع هزینه هاهستند که با ترکشون از شرکت باعث قطع زنجیره ی فروش و ورشکسته شدن شرکت می شوند

 

شاید یک مثال دیگش از لحاظ من هدایای تبلیغاتی واستراتژی های مشابه بازاریابی برای شرکت هاست همین که مثلا م بشه فلان شرکت به توزیع کنندگان یخچال بده از این به بعد تمام شرکت های مقلد هزینه ای رو انجام میدن که در نهایت برای هیچ کدامشان تمایز به بار نمیاورد و عملا هزینه ی  اضافی هست .

یک مثال جدیدش جضور دانشجویان کشور های همسایه با امکانات مجانی و تحصیل در بیشتر دانشگاه ها هست که عملا هرگز به سیستم ما باز نمیگردند و عملا هزینه های اضافی هستند