Menu
نویسنده مطلب : مصطفی

مطلب مورد بحث:

خودافشایی مدیریت شده به عنوان یک مهارت ارتباطی ارزشمند (قسمت اول)


در مقایسه با دوستان‌ و نزدیکان‌تان، فکر می‌کنید خودافشایی شما در چه سطحی است؟

بسته به نوع دوستی و جایگاه اولیه آن متفاوت است.

در چه حوزه‌هایی خودافشایی بیشتر و در چه حوزه‌هایی خودافشایی کمتر دارید؟

خود افشایی هایی که صورت می‌گیرد، سهم بیشتر آن در رابطه با مسایل عاطفی است و سهم کمتر آن در رابطه با مسایل کاری، مهارتی و اهداف شخصی می‌باشد.

تا چه حد در مورد اینکه چه چیزی را بگویید یا نگویید، فکر می‌کنید؟ آیا این رفتار به صورت کاملاً  اتوماتیک و درونی شده انجام می‌شود؟ یا بخشی از ذهن شما را به خود اختصاص می‌دهد؟

اخیرا کنترل من روی مدیریت این مساله کم شده است، اما بصورت کلی محدوده‌های صحبتم با هر فرد از قبل برای خودم مشخص است و خود افشایی‌ها در آن محدوده صورت می‌گیرند. البته نه همیشه :)

آیا خودافشایی شما در مورد یک موضوع خاص، در فضای فیزیکی و آنلاین، تفاوت دارد؟

می‌توان گفت در فضای آنلاین به دلیل آن که از نشانه های غیر کلامی طرف مقابل بی بهره‌ام، تعداد موارد خودافشایی بیشتر اما عمق آن‌ها کمتر است.

آیا از خودافشایی به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنید؟

در موارد کمی بله، تا گاهی اوقات گارد دفاعی طرف مقابل را بشکنم، یا این که رابطه را (چه کاری، چه دوستانه) به شکلی غیر متعارف و ضربه‌ای جلو ببرم تا بتوان موارد دیگری را مطرح کرد یا با تاثیر روانی از فرد مقابل امتیاز گرفت.

آیا میزان خود افشایی طرف مقابل، به قضاوت شما در مورد زیرکی یا سادگی او و نیز قابل اعتماد بودن یا  نبودن او، تاثیر دارد؟

تاثیر قطعی و تعیین کننده ندارد، اما بی‌تاثیر نیست. به نظرم علاوه بر میزان خود افشایی، نحوه خود افشایی طرف مقابل نیز می‌تواند در دید من نسبت به وی تاثیر گذار باشد.