Menu
نویسنده مطلب : محمد

مطلب مورد بحث:

موضوعات مورد علاقه مردم در اینترنت و شبکه های اجتماعی


 

من فکر می کنم داستان گو یا قصه پردازی برای من جالب باشد که بتواند دنیایی را خلق کند باور پذیر در آغاز همه چیز معمول و منطقی تا من در شروع نسبت به داستان گارد نداشته باشم کم کم  قهرمان داستان کاری را انجام دهد که من آرزوی انجامش را دارم اما باورش ندارم که می توانم . در موقعیتی که در دنیای قصه به وجود می اید و غالبا هم وضع به شدت خراب تری از دنیای من مخاطب هست آنجا با کمال باورپذیری دست به حماسه بزند و برای چیزی فراتر از خودش کاری کند . فرصتی داشته باشد که معانی بزرگی را گشف کند یا زندگی کند

در آن داستان کسانی را داشته باشد که به او به چشم امید نگاه کنند

دوست داشتنی شود

نگاه دوستانش را داشته باشد که با غرور و افتخار به اینکه با او هستند را داشته باشد

اشتباه کند اما نا امید نشود زمین بخورد اما بلند شود

منظورم این است که داستان از نظر من یک شبیه سازی است یک مدل سازی و آزمایش آن است اینکه واقعیتی فرای هر جعل و اعتباری هست که نویسنده می خواهد آن را به من مخاطب نشاان بدهد و در تجربه ایی ذهنی آن را زیست کنم
کتابی مثل ملت عشق یا من او و… در همین مسیر هستند
حتی کتاب انسان در جستجوی معنا دکتر فرانکل با اینکه از یک واقعه می گفت باری من همان داستان گویی معنا می دهد
خلاصه به نظرم داستان گویی امری مقدس است و مسءولیتی خطیر تا کسی باید دست به قلم ببرد که که از ظاهر زندگی عبور کرده باشد تا تجربه ایی را به اشتراک بگذارد که خو د زیسته باشد