Menu
نویسنده مطلب : ساجده ممتازیان

مطلب مورد بحث:

درباره توقعات بی جا و کاهش انتظار از دیگران


برای پاسخ به این سوال که آیا منطق بریکر در این جمله قابل پذیرش هست یا نه ،
اکثر ما نظریه ی مورد حمایت خودمون رو بیان میکنیم مبنی بر اینکه انتظار نداشتن خیلی

بهتر ه و…در صورتی که در عمل و توی دنیای واقعی کار به این راحتی نیست . خیلی راحت نمیشه گفت که ما از دیگران انتظاری نداریم یا سعی میکنیم انتظاری نداشته باشیم .(فقط مهر طلب ها نیستند که به مرحله ی عجز توی روابطشون رسیدند  و از دیگران انتظار زیادی دارند به نظر من  یه آدم با شخصیت سالم هم میتونه از دیگران انتظار داشته باشه و چنین انتظاری به خودی خود بیجا نباشه ولی بروز دادن چنین انتظاری ممکنه مخرب باشه)

تقریبا همه ی ما روزانه سرخوردگی های زیادی رو توی روابط مون به خاطر انتظار داشتن از دیگران تجربه میکنیم منتها شدت و ضعف این سرخوردگی ها بستگی به میزان انتظار و نوع رابطه و خیلی عوامل دیگه داره (گاهی هم اونقدر انتظارات خودمونو سرکوب کردیم که دیگه خارج از آستانه ی ادراکی ما شدن ولی همچنان جایی در درون ما وجود دارن)

چون حقیقتا ما اگه از هم انتظاری نداشتیم یا سعی میکردیم که نداشته باشیم توی روابط مون با هم خیلی قدرتمند تر از اینها ظاهر میشدیم .

 

انتظار نداشتن از دیگران و اصیل رفتار کردن ( به این معنی که:من خودم
هستم فارغ از اینکه تو چگونه ای) قدرت خیلی زیادی به آدم میده و کمک میکنه ما توی

روابط مون مسلط و بدون تنش ظاهر بشیم . به نظرم تعداد خیلی کمی هستند که تا این حد میتونند توانمند باشند.

 

تجربه ای که خودم داشتم اینه که هر وقت خشمی رو احساس کردم دیدم ربط پیدا میکنه به یه “انتظار” از طرف دیگران یا شخصی خاص. شاید بشه گفت خشم و انتظار از هم جدایی ناپذیرند.چنینی خشمی یه پیامی برای من داره پس بد نیست ولی برخوردی که من بعد از تجربه ی چنین خشمی دارم مهمه. برخوردی که دارم میتونه منو تو موضع آسیب پذیری بیشتر قرار بده به خاطر نیاز به واکنش مورد انتظارم از آدما  یا اینکه برعکس کمک کنه تا من با صرفه نظر کردن از انتظاراتم از دیگران (حداقل در ظاهر) توی موضع قدرت و توانمندی و تسلط قرار بگیرم .

 

تعدیل انتظارات از دیگران متناسب با جنس رابطه و نوع رابطه و موقعیت و شناختی که از شخصیت طرف مقابل داریم میتونه کمک کنه تا توی روابط مون در موضع قدرت و تسلط قرار بگیریم .