Menu
نویسنده مطلب : ندا

مطلب مورد بحث:

دوستی با حیوانات | کتاب زندگی خوب مارک ورنون (۳۰ گام فلسفی)


مدتهاست این افکار در سرم اند و گاهی در گوش سگم نجواشون میکنم و حالا , جایی که باید مکتوب بشوند را پیدا کردم.

” کوکوی عزیزم ممنونم از حضورت در زندگی ام .

قبل از تو تنها کسانی که برایم اهمیت داشتند خانواده ، دوستان و نهایتا آدمهای دیگر بودند. اما تو درک عمیق تری از هستی به من دادی.

به لطف زندگی با تو تونستم موجودات بیشتری به قلبم راه بدم.

تو باعث شدی درک کنم که حیوونا هم درک دارن و وابسته میشن . مریض میشن  درد میکشن ، تو سرما سردشون میشه و تو گرما گرمشون. نمیدونستم سگا تو روزای برفی ممکنه یخ بزنن. واقعا تا این حد نادان بودم.

حالا تو زمستون نگران سگ ها ، گربه ها ، پرنده ها و موجودات زنده ی اون بیرونم. و کاری که از دستم بر میاد گذاشتن ظرف غذایی بیرون از خونس به امید اینکه گرسنه ای اونو بخوره.

کوکو مرسی تو منو آدم تر کردی. حالا بخاطر مرگ یه کبوتر بغض میکنم و از دیدن یه گربه زخمی پریشون میشم.اونقدری که نمیتونم گربه زخمی رو تو خونه نیارم و مداواش نکنم. حتی اگر اینکارم تو رو عصبانی کنه. عزیزم تو باعش بودی . پس عصبانی نباش.

سگ دوستداشتنی من

دوستت دارم و ممنونم که منو به انسان بهتری تبدیل کردی.