Menu
نویسنده مطلب : حسین کاظمی

مطلب مورد بحث:

افراد اجرایی یا اجراکارها در کار تیمی


دو مطلب رو دوست دارم مطرح کنم

اول اینکه

همواره در توصیه های بزرگ تر ها میشنوم که میگن بعد از ایده  و سنجش اون مهم ترین کاری که باید انجام شه اقدامه و اقدام و اقدام

به نظر خودم هم اگر ضعف ها و دام های این نقش و تفکر رو بشناسیم توصیه خوبی هست و همواره خودم یکی از آرزوهام بوده این توانایی رو در خودم افزایش بدم .

یکی از نکاتی که با مرور نظرات دوستان مخصوصن آقای عیزاده یاد گرفتم میتونه این باشه که نقش اجرا کار خیلی میتونه به عنوان سرعت گیر و تعدیل کننده نقش های دیگه به خوبی عمل کنه .ایشون از همزیستی اجرا کار و ارزیاب گفتن که این دو نقش میتونن نقاط ضعف همدیگه رو پوشش بدن به نظرم این رابطه میتونه بین اجرا کار و ایده پرداز هم باشه این طور که ضعف ایده پرداز در ندیدن جزئیات با نگاه از نقش اجرا کار که در حال انجام اون هست تعدیل شه .یا همین طور ترکیب نقش های دیگه با اجرا کار.

البته میخام تاکید کنم که این نظرم رو با این فرض گفتم که ما در مدل بلبین از رفتار انسانها حرف میزنیم ، رفتارها و نقش هایی که تا حدی آگاهانه قابل آموزش و کنترل هستن و خوب اگر بخوایم از نگاه شخصیت شناسی به موضوع نگاه کنیم شاید ترکیب نقش ها و به عهده گرفتنشون توسط یک نفر کمی سخت تر و مستلزم تلاش بیش تری باشه اگر غیرممکن نباشه .