Menu
نویسنده مطلب : مریم آزاد

مطلب مورد بحث:

سوار بر ماشین لباسشویی تا مقصد!


دو مثال در ذهنم دارم که هر دو مربوط به دوستانم و تصمیم گیری های داغ آنها در مورد شغل شان هست که به نظرم باید قبل از اقدام شرایط رو شبیه سازی می کردند .

مورد اول شخصی که به دلیل ساعت کار زیاد و نارضایتی از این مسئله،که زمانی برای شرکت در کلاس های مورد علاقه اش و تفریح نداره، ترجیح داد با حقوق کمتر و با امید به این که سابقه ی شغلی خوبی داره در مجموعه ای با ساعات کاری کمتر استخدام بشه ،و باهمین تصور ذهنی محل قبلی خودش رو ترک میکنه و تا به امروز بعد از گذشت حدودا پنج ماه موفق به پیدا کردن کار جدید نشده و هر روز از اقدام و تصمیم گیری داغ خودش بیشتر افسوس می خوره . به نظرم باید ابتدا از یک مرخصی یک هفته ای برای پیدا کردن کار جدید تلاش می کرد و شرایط رو می سنجید و یا در حین انجام کار و فعالیت هایی که داشت به دنبال موقعیت های جدید هم بود .

مورد بعدی هم دوستی هست که برای انجام کارهای پایان نامه و دفاع تصمیم گرفت مدتی سرکار نره تا با تمرکز بیشتر کارهای مربوط به دفاع و پایان نامه رو انجام بده و البته با این تصور که حتما با مدرک کارشناسی ارشد شرایط بهتری رو هم میتونه پیدا کنه. که نه تنها این تصمیم تاثیری بر روند کارهای دانشگاهیش نداشت بلکه به ادعای خودش پیدا کردن کار با مدرک کارشناسی ارشد سخت تر هم شد و نباید برای ترک شغل عجله می کرد .