Menu
نویسنده مطلب : فرشته پریشان

مطلب مورد بحث:

هدف داشتن و تلاش کردن کافی نیست | مرور نتایج هم مهم است


برنامه ریزی و پای بندی به اون همیشه یکی از مشکلات من بوده و هست .

شاید حدود ۲ ماه پیش یکی از دوستانم (که در نظم و برنامه ریزی نقطه مقابل من هست ) برای من برنامه ریزی هفتگی کرد و قرار شد من یک هفته پیش برم و بعد اصلاح کنیم ، دو روز اول به خوبی سپری شد و همه چیز همانطور بود که باید ، اما از روز سوم یک کار غیر منتظره پیش اومد و باعث شد من ۲ ساعت عقب بمونم و این دو ساعت به تدریج زیاد شد و به روزهای بعد من منتقل شد ،در نهایت این برنامه هم نشد گرچه ایشون به راحتی با همین برنامه پیش میرن اما برای من جواب نداد ، بعد از خلوت با خودم به این نتیجه رسیدم مشکلات زیادی برای این عقب افتادن وجود داشت :
۱٫برنامه ریزی دوستم ، با توجه به شخصیت من و اینکه من ابتدای راه برنامه ریزی بودم ، به اندازه کافی برای من تنفس نداشت و در واقع به جای متر کردن روزای من از کولیس استفاده کرده بود و همه چیز میلی متری جلو میرفت .

۲٫ من انگیزه کافی نداشتم تا برنامه رو جلو ببرم ، اهدافم مشخص بود اما اولویت هام نه ، من هنوز نمیدونستم چرا و چطور اولویت بندی کنم

۳٫به شدت اهمال کار بودم و قدرت نه گفتن نداشتم که این مسائل هم دلایل زیادی داشت از جمله اولویت بندی نادرست

۴٫برای رسیدن به اهدافم اون ها رو کوچکتر نکرده بودم در واقع من فقط خیلی جلوتر رو میدیدم و به فعالیت های لازم در این بین اطمینان و اشرافی نداشتم

از بین دلایلی که گفتم هیچ کدوم رو نمیتونم در اولویت قرار بدم یا درصد بیشتری براش تعیین کنم ، نتیجه گیری من بعد از این شکست در پای بندی این بود که زمانیکه میخوام برنامه ریزی کنم هیچ کس این کار رو دقیق تر از خودم نمیتونه انجام بده چون این من هستم که ارزش ها و اهدافم رو میشناسم و طبق اونا و تحت چارجوب اونها برنامه میچینم ، همینطور من هستم که میدونم کجا میتونم محدوده رو جلوتر ببرم یا روی خط بمونم ، در نهایت من هنوز دچار درگیری با برنامه ریزی هستم اما مشکلاتم بعد از ارزیابی و صداقت در برخورد با خودم کمرنگ تر شده